«معضل استبداد دینی»، مجموعه مباحث استاد محمد سروش محلاتی پیرامون استبداد در نهج البلاغه و متون عاشورایی، به همت انجمن اندیشه و قلم وارد بازار نشر شد.

معضل استبداد دینی محمد سروش محلاتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایکنا؛ بخش اعظم مباحث این کتاب، بررسی موضوع نوین «استبداد دینی» است که در ماه رمضان سال جاری مطرح شده و چند بحث دیگر درباره مواجهه امامان شیعه با سلطان جائر نیز به آن افزوده شده است.

این جلسات با همکاری انجمن اندیشه و قلم و بنیاد اندیشه و احسان توحید برگزار شد و اکنون انتشارات میراث اهل قلم، با مشارکت کانون توحید، این اثر را به زیور طبع آراسته است.

پوسته و هسته استبداد دینی، زمینه‌های فرهنگی استبداد در جامعه شیعی، نگرانی از استبداد در حکومت دینی، شیوه‌های مقابله با استبداد و مقابله و مدارا با حاکمان جائر از مجموعه بحث‌هایی است که بعضاً برای اولین بار در این کتاب به آنها پرداخته شده است.

پیش از این، کتاب از حکومت علوی تا حاکمیت اموی، شامل مباحثی در زمینه عوامل تغییر ماهیت حکومت اسلامی به حکومت اموی با آثاری از سیدعباس حسینی قائم مقامی، محمدعلی ایازی، مهراب صادق‌نیا، غلامرضا ظریفیان، محمد سروش محلاتی، محمد پروازی و محمدعلی مهدوی‌راد منتشر شده بود.

در بخشی از کتاب آمده است: امیرالمومنین وقتی مالک اشتر را به مصر می‌فرستاد، یک کلمه به مالک فرمود که «انما الوالی بشر» حاکم هم یک انسان است، مثل همه انسان‌های دیگر. حالا ما به جایگاهی رسیده‌ایم که این آقایان، تئوری‌پردازی می‌کنند، برای اینکه نشان بدهند نه، حاکم قداست ویژه‌ای دارد، جلالتی دارد، انتقاد باید با توجه به دشمن باشد و چنان هوشمندانه طراحی شود که زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم نیاورد. این اشکال را لابد به علی(ع) هم دارند که چرا اصحاب خودش، حتی خوارج را آزاد می‌گذاشت تا اعتراض به امیرالمومنین داشته باشند. نه فقط اعتراض، بلکه حکم به کفر امیرالمومنین کردند. چه کسی این فضا و اجازه را به آنها داد؟ همین‌ها باعث می‌شد که معاویه سوء استفاده کند. امیرالمومنین هم می‌بایست به شدت با این گونه از انتقادات و اعتراضات مقابله می‌کرد، تا اسباب سوء استفاده دشمن فراهم نشود! امروز یک فقه جدید و یک فلسفه سیاسی جدید، در حال تدوین و تبیین است که در نقطه مقابل آموزه‌هایی است که ما از بیانات علی(ع) استفاده می‌کردیم.

کتاب «معضل استبداد دینی» در 236 صفحه و با قیمت 60هزارتومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

هم اکنون این کتاب را از اینجا بخرید.
برای خرید تلفنی این کتاب تماس بگیرید با 33355577 - 021 و یا تلگرام 09370770303

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...