آیین پایانی «دومین جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی» با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد و برگزیدگان جایزه معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این مراسم یاد حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، حجت‌الاسلام هادی خسروشاهی، حسن شایانفر و علی سلیمانی گرامی داشته شد.

اسامی برگزیدگان دومین جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

بخش تحقیقات و پژوهش‌های تاریخی
اثر برگزیده: کتاب «ایران در فرایند انقلاب اسلامی» نوشته سید مصطفی تقوی

آثار شایسته تقدیر:
کتاب سند انتخاب تالیف محسن سام و کتاب انقلاب اسلامی در اردبیل به کوشش مرحوم رحیم نیکبخت و رجب ایزدی

در بخش مستندنگاری
اثر شایسته تقدیر:
کتاب ایام سبزوار نوشته محمود شم آبادی

در بخش تاریخ شفاهی
اثر برگزیده: کتاب «تاریخ شفاهی مسجد کرامت» به همت مرتضی انصاری زاده

اثر شایسته تقدیر: کتاب به رنگ صبر به کوشش فاطمه تقوی

خاطرات‌‌، در بخش اسناد و پژوهش‌های اسنادی
کتاب «قدر مطلق یک توطئه» اثر مشترک شاداب عسگری و اسماعیل قمریا

در بخش جنبی تکریم از مورخ پیشکسوت سید جلال‌الدین مدنی کرمانی، تکریم از عباس سلیمی و نمین، پژوهشگر و مورخ در بخش اسناد و نادر ملک کندی، ناشر موسسه فرهنگی قدر ولایت

جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی با هدف ارتقای فرهنگ و حافظه تاریخی جامعه اسلامی ایران و حفظ استقلال و هویت فرهنگی، شناسایی و معرفی کتاب‌های برتر در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی (ریشه‌ها و پیامدها)، کمک به اعتلای سطح دانش تاریخی و فرهنگ مکتوب، مقابله با تحریف تاریخ انقلاب اسلامی، حمایت و تشویق مؤلفان و پدیدآورندگان متعهد و متخصص سراسر کشور در این حوزه با همکاری خانه کتاب و ادبیات ایران و پژوهشکده تاریخ معاصر برگزار می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...