«اطلس شیعه» به قلم «رسول جعفریان» که تاریخ شیعه را در قالب نقشه‌های جغرافیایی می کند، در یک سال اخیر به چاپ سوم رسید.

به گزارش مرکز خبر حوزه، این اثر که به همت حجت‌الاسلام والمسلمین
رسول جعفریان و گروه پژوهشی وی آماده شده، با ارائه مطالب و محتوای تاریخی در کنار نقشه‌های جغرافیایی، سیر ایجاد، رشد و تکامل و تطور شیعه را به صورت جامع ترسیم می‌کند.

در این اثر، نقشه زندگی و سال‌شمار حدود 40 مرجع مهم و تاثیرگذار شیعه و توضیحات مبسوطی پیرامون هر یک ارائه شده است. همچنین مشخصات تمامی امامزاده‌های ایران همراه با نقشه‌های قدیمی و جدید شهرهای گوناگون مذهبی در این اثر گردآوری شده است. اطلس شیعه یک اثر تألیفی ـ پژوهشی است که هدف اصلی آن، ارائه تصویر جغرافیایی و تاریخی شیعه در طول تاریخ اسلام از آغاز تا به امروز است. در این کتاب تلاش شده است تا تاریخ شیعه در قالب نقشه‌های جغرافیایی ارائه شده و حدود پیشرفت تشیع در هر مقطع تاریخی و در هر نقطه جغرافیایی نشان داده شود.

در نگاه اجمالی اطلس شیعه در دوازده فصل تنظیم شده است، فصل نخست با نام «آغاز تشیع» از تعریف شیعه شروع و با بیان فرقه‌های شیعه ادامه یافته است. فصل دوم با نام «امامان شیعه»، شامل زندگی حضرات معصومین (ع) با ارائه مطلب و نقشه درباره زندگی هر امام است. فصل سوم با نام «تشیع در شهرهای ایران» برای هر شهر از شهرهای اصلی شیعه مذهب، نقشه و متن ارائه شده و گاه به خاندان‌های مهم شیعه هر ناحیه نیز پرداخته شده است.

فصل چهارم، «دولت‌های شیعه در ایران» که نخستین آنها دولت علویان طبرستان و پایان آن عصر امام خمینی (ره) است. در این میانه، از دولت‌هایی چون آل بویه، اسماعیلیه، ایلخانیان، سربداران، مرعشیان، صفویان، قاجار تا انقلاب اسلامی سخن به میان آمده است. فصل پنجم، «تشیع در عراق» نام دارد که از شهرهای کوفه و واسط و بغداد سخن گفته شده و با گذر از مهمترین رویدادهای تاریخی شیعه در این دیار، به زمان حال رسیده و از بغداد عصر جدید و دولت شیعی کنونی عراق نیز سخن گفته شده است.

فصل ششم، «تشیع در جزیرة‌العرب» است که درباره شیعیان مدینه و همین طور منطقه شرقیه یعنی احساء و قطیف سخن گفته شده است. پس از آن، از بحرین و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند قطر، امارات، کویت و عمان نیز سخن به میان آمده و بخش قابل‌توجهی نیز به یمن و زیدیه اختصاص داده شده است. فصل هفتم، «تشیع در شامات» است که از ورود تشیع به شام به ویژه حلب سخن گفته، سپس شهرهای سوریه از جمله دمشق و نیز علویان و در پایان شیعیان لبنان تا زمان حاضر تبیین شده است.

فصل هشتم، «تشیع در آفریقا» نام دارد که بخش عمده آن به علویان و دولت فاطمی اختصاص دارد و پس از آن به رسوخ و نفوذ تشیع در کشورهای آفریقایی که عمدتاً در یکصد سال اخیر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده بحث شده است. فصل نهم، «تشیع در شبه قاره و افغانستان» که ضمن آن به تفصیل از دولت‌های شیعی در حیدرآباد و مناطق دیگر هند و نیز نواب‌ شیعی حاکم بر برخی از نواحی و همین طور شیعیان کشمیر و سپس پاکستان بحث شده است. برای هر بحث و متن تاریخی، چندین نقشه تاریخی ارایه شده است. در پایان این بخش، نفوذ تشیع در کشورهای مالزی، اندونزی و تایلند نیز مورد توجه قرار گرفته است.

فصل دهم، «تشیع در قفقاز و ترکیه» که در آن از شیعیان آذربایجان و همین‌طور استانبول و دیگر شهرهای ترکیه سخن میان رفته است و بحثی نیز درباره علویان صورت گرفته. فصل یازدهم، «تشیع در اروپا» که بیشتر مربوط به قرن اخیر است. در این فصل از شیعیان بریتانیا، آلمان، و همین‌طور ایتالیا و بلژیک به اجمال بحث شده است. فصل دوازدهم، «تشیع در آمریکا» و کاناداست که از برخی از مؤسسات و تشکل‌های شیعی به اجمال سخن به میان آمده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...