کتاب هرچند ساختاری سه‌پاره دارد، اما در واقع موضوعی واحد را مورد بحث قرار می‌دهد و پرسش‌های مشترکی را دنبال می‌کند که تماماً بر گشودن چشم‌اندازی تازه به اقتصاد سیاسی و شکل‌گیری و تحول دولت مدرن در ایران ناظرند.

بازآرایی امپراتوری؛ چشم اندازی به اقتصاد سیاسی دولت مدرن در ایران ابراهیم توفیق

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «بازآرایی امپراتوری؛ چشم اندازی به اقتصاد سیاسی دولت مدرن در ایران» نوشته ابراهیم توفیق از سوی انتشارات گام نو در 258 صفحه و با شمارگان 500 نسخه و قیمت 58 هزار تومان منتشر شد.

کتاب که در واقع جلد دوم از تاریخ انتقادی است از سه فصل تشکیل شده؛ فصل نخست درواقع برگرفته از پایان‌نامه دکتری مولف با عنوان مدرنیسم و شبه پاتریمونیالیسم: تحلیلی از دولت در عصر پهلوی است که قبلا در مجله جامعه‌شناسی ایران منتشر شده بود. نویسنده در این فصل به شکل‌گیری و تحول نظم جدید دولتی در ایران پرداخته است.

فصل دوم با عنوان «تاملاتی نظرورزانه درباره هویت ملی/ ایرانی» است که در آن تصویر ملت از خود و هویت ملی مورد بحث قرار گرفته است. فصل سوم نیز بر محور همان فصل‌های پیشین است و سعی می‌شود نقاط اشتراک و اتصال آن دو بحث قبلی را مورد بررسی و بحث قرار دهد.

کتاب هرچند ساختاری سه‌پاره دارد، اما در واقع موضوعی واحد را مورد بحث قرار می‌دهد و پرسش‌های مشترکی را دنبال می‌کند که تماماً بر گشودن چشم‌اندازی تازه به اقتصاد سیاسی و شکل‌گیری و تحول دولت مدرن در ایران ناظرند.

سید مهدی یوسفی، بابک افشار و حسام ترکمان در مقدمه‌ای درباره کتاب می‌نویسند: «هرچند دولت و شکل‌گیری دولت-ملت در ایران موضوع مطالعات تجربی و تاریخی فراوان بوده، به نظر می‌رسد که «جامعه‌شناسی تاریخی دولت مدرن در ایران»، به معنای دقیق کلمه، هنوز نیازمند بحث و نظر بیش‌تر است. جامعه‌شناسی تاریخی دولت، آن طور که در کتاب حاضر مد نظر قرار گرفته، ناظر بر اقتصاد سیاسی شکل‌گیری و تحول دولت مدرن در ایران است؛ توضیح تناسب قوای تاریخی معینی که نظم دولت – ملت در آن عمل کرده و تحول یافته است.

البته چنین رویکردی نیز در حوزه مطالعات تاریخی ایران نامکشوف نیست و تلاش‌های بسیاری، مشخصاً از اواخر دهه 40 ش، برای توضیح اقتصاد سیاسی ایران صورت گرفته است؛ اما همان‌طور که در متن کتاب پیداست، این نوشته‌ها بر نقد آن جریان استوارند؛ چرا که تلاش‌های پیشین، فارغ از توفیقات نظری و تجربی‌شان، حول پرسش «صورت‌بندی اقتصادی» و «رشد سرمایه‌داری» به معنای کلاسیک آن شکل گرفته‌اند؛ حال آن‌که متن حاضر نه بر بررسی هنجاری روند رشد متمرکز بوده، نه بر توضیح دوره‌بندی‌های تاریخی؛ بلکه توضیح تاریخی و درون‌ماندگار وضعیت اجتماعی مخصوصی را مد نظر گرفته که دولت – ملت مدرن ایران در دل تناسب قوای تحول یابنده آن پدیدار شده و به عمل درآمده است.»

توفیق نیز در بخشی از فصل نخست کتاب آورده است: «جان کلام این‌که هرچند دولت پسااستعماری، به مثابه دولت – ملت، ناچار از تامین حداقلی از منفعت عمومی است، به دلایل پیش‌ گفته به عرصه تاخت‌و‌تاز «گروه‌های استراتژیکی» بدل شده که تلاش می‌کنند دستگاه‌های دولتی را به ابزاری برای چنگ‌اندازی به ثروت‌های عمومی مبدل کنند.»

نویسنده درباره نظریه دولت و جامعه‌شناسی توسعه آورده است: «معضل دیگر در بحث از نظریه‌پردازی دولت، خلط موضوع با مباحث توسعه است. پژوهش درباره دولت در سایه مباحث و ملزومات توسعه، امکان پرداخت نظری به موضوع از منظری واقع‌بینانه و سنجش گرانه را از بین می‌برد. در شرایط توسعه‌نیافتگی، نقطه آغاز بحث توسعه، تبیین و تحلیل کاستی‌ها و موانع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است؛ و نقطه انجام آن، طرح و تجویز راهبردهای رفع همین کاستی‌ها و موانع.»

در پشت جلد این اثر آمده است: «در گذار از دوران پیشامدرن به مدرن، جامعه ایران در سطوح مختلف دگرگون شد. در طی این گذار، «سرحدات» به «مرز» بدل شد؛ «قلمرو جغرافیایی» شکل گرفته و هم‌زمان با تغییرات مذکور، اعمال حاکمیت سیاسی از حالت «دولت مستعجل» فراتر رفت و «دولت مدرن» به معنای اخص کلمه، تشکیل شد- ساختاری ایستا و با ثبات که درون آن، برای نخستین بار، ضمن تمرکز انحصاری اعمال جبر مشروع در سرزمین، امکان دخالت‌گری موثر در قلمرو حاکمیت فراهم شد.
تبیینی این گونه از وضعیت معاصر ایران، پیش از هر چیز، بیانگر آن است که برای فهم جامعه ایران، به جای درگیر شدن با «محتوای ایدئولوژیکی‌ای» که مشروعیت‌بخش اعمال حاکمیت دولتی است. لازم است که به «فرم اعمال حاکمیت» پرداخت. در متن حاضر تلاش بر آن است تا با همین گزاره و تامل در آن، چشم‌اندازی به اقتصاد سیاسی دولت مدرن در ایران گشوده شود که شاید بتوان گفت طرح آن پیش از این مغفول مانده بود.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...