جهان در لبه پرتگاه فاجعه سرمایه‌داری | الف


امروزه جریان غالب در علم اقتصاد، جریان موسوم به نئوکلاسیک است که اساس و بنیان آن را تئوری قیمت تشکیل می‌دهد. آنکه در دهه‌های پایانی قرن بیستم بیش از هر کس دیگر، به غالب شدن این جریان در علم اقتصاد کمک کرد، کسی نبود جز میلتون فریدمن. با سقوط کمونیسم و حاکمیت بلامنازع سرمایه‌داری اندیشه‌ها و دیدگاه‌های فریدمن مجال و رواج بیشتری پیدا کرد، اما این به آن معنا نبود که جریان‌ها و دیدگاه‌های دیگری برای رقابت با آن وجود نداشته باشد.

دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه» [The shock doctrine : the rise of disaster capitalism] نائومی کلاین [Naomi Klein]

شاید دو کتاب معروف فریدمن یعنی «آزادی انتخاب» و «آزادی و سرمایه‌داری» و همچنین دو کتاب مهجورمانده آلن کروگر [Alan Krueger] یعنی «اقتصاد سیاسی قیمت‌گذاری کشاورزی» و «اصلاح سیاست‌های اقتصادی در کشورهای درحال‌توسعه» به بهترین شکل این جریان غالب را معرفی می‌کنند.

کتاب دکترین شوک [The shock doctrine : the rise of disaster capitalism] کتابی است که دقیقاً در تقابل با دیدگاه‌های میلتون فریدمن نگاشته شده است. اقتصاددانان درعین‌حال که به‌طور غالب مکانیزم اقتصاد بازار را کاراترین مکانیزم اقتصادی قلمداد می‌کنند، در مورد چگونگی گذار اقتصادهای درحال‌توسعه از یک نظام متمرکز به یک اقتصاد و مبتنی بر اقتصاد بازار اختلاف‌نظر دارند. یکی از دلایل این اختلاف ناظر به چگونگی مواجهه با مشکلات عملی انجام اصلاحات اقتصادی است. اگرچه تقریباً همه اقتصاددانان بر زیان‌بار بودن کسری بودجه مستمر دولت و تبعات تورمی آن اتفاق‌نظر دارند، اما متقاعد کردن دولت و گروه‌های ذی‌نفوذ برای خویشتن‌داری در قبال هزینه‌های دولتی، کاری به‌مراتب دشوارتر است.

با قیاسی همین‌گونه، اِعمال بسیاری از تغییرات و اصلاحات اقتصادی، معمولاً با مقاومت بخش‌های روبه‌رو می‌شود که از شرایط فعلی منتفع می‌شوند و یا احتمال می‌دهند که از تغییر متضرر شوند. افرادی که در شرایط فعلی کسب‌وکاری را به راه انداخته و توانسته‌اند به نحوی گذران زندگی خود را سامان دهند، ممکن است با تغییر شرایط متضرر شوند، ولو اینکه بقیه جامعه نفع بیشتری ببرند. در چنین شرایطی این افراد انگیزه کافی پیدا می‌کنند تا از اعمال تغییرات جلوگیری کنند؛ درحالی‌که افرادی که از تغییر منتفع می‌شوند ممکن است انگیزه کافی برای دفاع از این تغییرات نداشته باشند. این عامل موجب می‌شود تا مسئله گذار به اقتصاد بازار به‌طور خاص و اقتصاد توسعه به‌طور عام در حوزه اقتصاد سیاسی موردمطالعه قرار گیرد.

دیدگاهی که میلتون فریدمن و کسانی از هواداران وی مطرح کردند، بر این مهم تأکید دارد که وقتی اتفاق یا تحول اقتصادی یا سیاسی خاصی در جامعه رخ می‌دهد، در آن فضایی به وجود می‌آید که مقاومت اجتماعی در قبال اعمال اصلاحات کاهش می‌یابد. رهبران و سیاست‌گذاران می‌توانند از این فرصت بهره‌برداری کرده و سیاست‌های اصلاحی را اعمال کنند. چنین برهه‌هایی معمولاً کوتاه هستند، پس سیاست‌مداران باید سیاست‌های خود را به‌سرعت اعمال کنند تا سیاست‌های اصلاحی، وضعیت برگشت‌ناپذیری یابد. در برخی موارد این تجربه‌دیده شد که وقتی حکومتی دمکراتیک می‌شود، خواسته‌های پوپولیستی که زیان بلندمدت و نفع کوتاه‌مدت را در پی دارد رأی می‌آورد. همچنین این دیدگاه مطرح بوده که اعمال تغییرات گاه با شورش و اعتراضات عمومی روبرو می‌شود و دولت‌هایی که از قدرت سرکوب برخوردارند بهتر می‌توانند به‌رغم چنین مخالفت‌هایی سیاست‌های اصلاحی را به‌پیش ببرند.

این ایده‌ها به‌رغم اینکه منطقی به نظر می‌رسند اما باید توجه داشت که ایده و راه‌حلی جهان‌شمول نیستند؛ یعنی همیشه و همه‌جا کارکردی درست ندارند. در برخی مواقع سیاست‌های اصلاحی باید به‌صورت تدریجی اعمال شود و عملکرد دفعی و ناگهانی اثرات معکوس به‌جا می‌گذارد. همچنین هر جا که سیاست‌های اقتصادی به‌صورت دفعی و ناگهانی اعمال شد به این معنی نیست که لزوماً مصالح جمعی موجب این امر شده باشد. ای‌بسا منفعت‌طلبی گروه‌های ذینفع اعمال سیاست‌ها را به این شکل دیکته کرده باشد. این‌گونه نیست که همواره مخالفت‌های عمومی ناشی از دیدگاه‌های کوتاه‌مدت باشد. نمی‌توان ادعا کرد که تنها کسانی با اعمال سیاست‌های جدید مخالفت می‌کنند که از وضع موجود منتفع هستند. گاه مخالفت‌های عمومی حاوی این پیام است که سیاست‌های جدید نفع جامع و فراگیر به همراه ندارد و بیشتر منافع اقلیتی را محقق می‌کند.

کتاب دکترین شوک نوشته [نائومی کلاین Naomi Klein] روزنامه‌نگاری است که هم مکانیزم بازار و نظام سرمایه‌داری را نظم مطلوبی نمی‌داند و هم در مورد چگونگی گذار به اقتصاد بازار با دیدگاه اعمال دفعی و ناگهانی مخالف است. از این‌رو با استفاده از قلم بسیار جذاب و قدرتمند خود به شکلی خواندنی و تأثیرگذار تلاش می‌کند دیدگاه‌های خود را با آوردن مثال‌های متعددی از سراسر جهان تبیین کند. وی این واقعیت که میلتون فریدمن و شاگردانش پس از کودتای شیلی توسط پینوشه به حاکمان جدید، توصیه‌های اقتصادی کردند را دست‌مایه این دیدگاه قرار می‌دهد که نظام سرمایه‌داری و مکانیزم اقتصاد بازار تنها توسط سرکوبگران و دیکتاتورها به اجرا درمی‌آید. وی در پی القای این دیدگاه است که چون تنها ثروتمندان از سرمایه‌داری منتفع می‌شوند سرمایه‌داری نظم موردپسند و مطلوب جامعه نخواهد بود و حکومت‌ها تحت تأثیر لابی‌های ثروتمندان و شرکت‌های بین‌المللی مترصد حادثه‌ای می‌شوند تا در پی آن و درحالی‌که جامعه در شوک آن حادثه است دیدگاه خود را اعمال کنند. نویسنده هنرمندانه با تشریح تفصیلی اثرات شکنجه بر روان شکنجه دیدگان این تمثیل را برای اعمال سیاست‌های اقتصادی ناظر بر ایجاد مکانیزم بازار پس از وقوع حوادث سیاسی-اقتصادی به کار می‌گیرد.

نکته ممتاز کتاب تنوع شواهد و مثال‌هاست. بسیاری از ما ایرانیان از تحولات اقتصادی در سراسر جهان بی‌خبریم و در یک فضای خبری غیرعادی از دنیای بیرون به سر می‌بریم. این کتاب با شرح دلپذیری تحولات اقتصادی در شیلی پس از کودتا، آرژانتین پس از جنگ فالکلند، لهستان پس از فروپاشی کمونیسم، روسیه پس از فروپاشی شوروی، آفریقای جنوبی پس از فروپاشی آپارتاید، چین پس از شروع اصلاحات، آمریکا پس از یازده سپتامبر، عراق پس از اشغال، فیلیپین پس از سونامی و آمریکا پس از وقوع طوفان کاترینا را گزارش کرده و روایت خود از وقایع آنجا را ارائه می‌کند. بی‌تردید جزئیات جالبی که در این روایت‌ها می‌توان دید بسیار جذاب است و همین امر موجب می‌شود تا این‌جانب به‌رغم اینکه با پیام اصلی کتاب همدل نیستم خواندن آن را توصیه نمایم.

دکترین شوک: ظهور سرمایه داری فاجعه» [The shock doctrine : the rise of disaster capitalism]

درعین‌حال که کتاب اطلاعات خوبی در مورد تحولات اقتصادی کشورهای مختلف در اختیار خواننده می‌گذارد و ذهن وی را نسبت به این تحولات هشیار می‌گرداند؛ اما باید به این نکته نیز واقف بود که نویسنده یک ارزیابی علمی و بی‌طرفانه از نتایج سیاست‌های اقتصادی عرضه نمی‌کند و خواننده نباید باعجله به قضاوت‌های شتاب‌زده و عجولانه نویسنده چندان اتکایی کند. اینکه در یک کشور پس از یک واقعه نرخ بیکاری افزایش می‌یابد را نمی‌توان مستقیماً به اعمال آن سیاست‌ها نسبت داد. ممکن رکود اقتصادی عامل کاهش نرخ اشتغال شده باشد. گاه افزایش نرخ بیکاری به‌طور موقتی امری مطلوب است چراکه موجب می‌شود منابع از بخش‌های ناکارا خارج‌شده و به بخش‌های کارا منتقل شود. گاه یک اقتصاد شدیداً به اقتصاد جهانی مرتبط است و رکودهایی که در عرصه اقتصاد جهانی رخ می‌دهد آن اقتصاد را نیز به رکود می‌کشاند. در چنین شرایطی نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی داخلی را مقصر رکود اعلام کرد. درواقع ارزیابی اثربخشی یک سیاست امری فنی است که ورای تخصص نویسنده کتاب بوده و وی برداشت‌های شهودی خود را مبنای قضاوت نهایی قرار داده است.

کتاب دکترین شوک بسیار جذاب، خواندنی و قابل توصیه است، اما درعین‌حال باید نسبت به آن هشیار بود و با دقت و هشیاری مطالب آن را خواند و مراقب بود تا فریفته قلم رسا و ترجمه شیوا نشد و دقت کرد تا نویسنده نتواند نتیجه‌گیری‌های خود را در لابه‌لای شرح وقایع به خورد خواننده دهد. درمجموع برای آگاهی از تحولات اقتصادی کشورهای در حال گذار به اقتصاد بازار و همچنین آگاهی از دیدگاه مخالفین با جریان غالب اقتصاد، خواندن این کتاب توصیه می‌شود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...