کتاب «مهندسان؛ از اهرام مصر تا فضاپیماها» [Engineers from the great pyramids to spacecraft] نوشته آدام هارت دیویس [Adam Hart Davis] با ترجمه محمدرضا نوروزی توسط انتشارات هوانورد منتشر و راهی بازار نشر شد.

مهندسان؛ از اهرام مصر تا فضاپیماها» [Engineers from the great pyramids to spacecraft] نوشته آدام هارت دیویس [Adam Hart Davis

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آدام هارت دیویس نویسنده انگلیسی این‌کتاب که متولد سال ۱۹۴۳ است، می‌گوید مهندسان همیشه قهرمان‌هایش بوده‌اند؛ از ارشمیدس و شاهکارهایش در هیدرولیک تا برونل و خط آهن. او در واقع سردبیر تهیه این‌دایرة‌المعارف بوده و می‌گوید به‌خاطر همین‌علاقه به مهندسان وقتی پیشنهاد سردبیری این‌کتاب به او سپرده شد، با خشنودی آن را پذیرفت. او، نویسنده، تاریخ‌شناس، عکاس و دانشمند است و به‌جز کتاب در حوزه برنامه‌های تلویزیونی هم فعالیت می‌کند.

دیویس در معرفی کتاب پیش‌رو می‌گوید رویه کلی در آن، معرفی پیشگامان و پیشتازان مهندسی است. به‌همین‌دلیل تمرکز کتاب روی زیرساخت‌های بزرگ مانند پل‌ها، کشتی‌ها و آسمان‌خراش‌ها و شاهکارهای مهندسی است.

این‌دایرة‌المعارف تصویری ۵ فصل کلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «دوران باستان»، «رنسانس و عصر روشنگری»، «انقلاب صنعتی»، «عصر ماشین»‌ و «عصر جدید».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

«زمانی که برونل دوران نقاهت بعد از حادثه تونل را می‌گذراند، بازدیدی از بریستول به عمل آورد و طرح‌هایی را برای پل کلیفتن در این شهر ارائه کرد. برجسته‌ترین پیشنهاد او پل معلق با دهانه ۲۱۴ متر بود. این پیشنهاد برونل با وجود مخالفت بزرگ‌ترین مهندس آن‌زمان یعنی توماس تِلفورد (ر.ک. ۶۳_۱۶۰) که آن را غیرعملی دانسته بود، پذیرفته شد. این پروژه آغاز شد و با وجود ساخت برخی اجزا و زیرساخت‌ها به دلیل نبود بودجه در سال ۱۸۴۳ ناتمام ماند. این پل بعد از مرگ برونل تکمیل شد.

در اوایل دهه ۳۰ قرن هجدهم برونل در بریستول به اسم و رسمی رسید. او در سال ۱۸۳۳ به‌عنوان سرمهندس راه‌آهن بزرگ غرب با ماموریت ویژه توسعه مسیر ریلی لندن _ بریستول منصوب شد. او بدون توجه یا الگوگیری از کارهای جورج استفنسون (ر.ک. ۹۱ _۱۹۰) جنبه‌های مختلف پروژه را براساس ابتکار خود پیش برد.»

کتاب «مهندسان» شاید در نگاه ابتدایی برای رده سنی جوان نوجوان تصور شود اما تمام علاقمندان به مهندسی در تمام رده‌های سنی می‌توانند از آن استفاده کنند. کتاب داستان مهندسی در تاریخ را در قالب زندگینامه مهندسان نامدار تاریخ بیان کرده است. این مساله باعث شده که این کتاب مملو از داستانهای مختلفی از فرازهای زندگی افراد مختلف شود؛ افرادی که هر کدام به نوعی در پیشرفت جوامع بشری دخیل بودند.

کتاب از عصر باستان شروع شده، به مهندسان شاخص دوران اسلامی رسیده، دوران اسلامی را به قرون وسطی وصل کرده و بعد وارد انقلاب صنعتی شده است. کتاب به خوبی انقلاب صنعتی اول و دوم را در قالب افراد شاخص این دورانها ترسیم کرده است. کتاب بعد از انقلاب صنعتی وارد دوران مدرن شده و به عصر پرواز و فضا و دیجیتال رسیده است. کتاب قاعدتا برای افراد جوانی که در سودای کارافرینی هستند مناسب و آموزنده و الهام بخش است، چرا که پر از تجربیات کاری و شکستها و موفقیتهای مهندسان (بخصوص در صد سال اخیر) است.

نکته جالب درباره کتاب اشاره به شیخ بهایی به عنوان نمادی از مهندسی اسلامی در ایران هست. در نسخه انگلیسی کتاب اشاره‌ای به مهندسان ایرانی نشده بود اما مترجم و ناشر در نسخه فارسی شیخ بهایی را اضافه کرده است. همچنین چغارزنبیل هم در نسخه فارسی به کتاب اضافه شده است. اتفاقی که درباره دیگر آثار این نشر هم دیده شده است.

این‌کتاب با ۳۴۸ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۴۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...