ویراست جدید کتاب «نقاشی قهوه‌خانه‌ای؛ نمایشی از فرهنگ ملی و مذهبی» نوشته نرگس ذکرعلی توسط انتشارات ندای تاریخ منتشر شد.

نقاشی قهوه‌خانه‌ای؛ نمایشی از فرهنگ ملی و مذهبی» نوشته نرگس ذکرعلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات ندای تاریخ کتاب «نقاشی قهوه‌خانه‌ای؛ نمایشی از فرهنگ ملی و مذهبی» نوشته نرگس ذکرعلی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۳۹ صفحه و بهای ۵۵۰۰۰ تومان منتشر کرده است. [ویراست اول این کتاب در سال 1394 منتشر شده بود.]

نقاشی قهوه‌خانه‌ای که در برخی منابع از آن تحت عنوان خیالی‌نگاری نیز نام برده شده است، مطرح‌ترین نقاشی ایرانی در شاخه هنرهای عامیانه به شمار می‌رود. نرگس ذکرعلی تلاش کرده تا در این کتاب ضمن آشنا کردن خواننده با تاریخچه و ویژگی‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای، به بازخوانی برخی از آثار این نقاشی عامیانه ایرانی بپردازد.

همچنین در این پژوهش با بررسی فرهنگ جامعه ایرانی و شناخت عوامل تأثیرگذار بر این هنر، سعی بر کشف چگونگی تأثیرگذاری فرهنگ ملی و مذهبی بر آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای بوده است، چرا که هنر عامیانه را متعلق به هر قوم و ملیتی که باشد، نمی‌توان جدا از جامعه تولیدکننده آن مورد توجه قرار داد.

درون‌مایه این شیوه نقاشی موضوعات رزمی، مذهبی و بزمی بود، به همراه تلفیقی از ارزش‌های مذهبی و میهنی ایرانیان. این نوع نقاشی بیشتر دارای نقش‌هایی از حماسه‌های جانبازی و ایثار پیشوایان دینی ایرانیان و امامان شیعه و نیز پهلوانان ملی ایران بوده است. درون‌مایه بسیاری از این نقاشی‌ها حادثه عاشورا و حکایات شاهنامه است که بر دیوارها نقاشی شده ‌است. همین مسئله ضرورت تحلیل جامعه تولید کننده نقاشی قهوه‌خانه‌ای و نسبت آن با هنرمندان را نشان می‌دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...