به گزارش مهر، کتاب «ندای نگار» شامل متن و ترجمه خطابه غدیر با آثاری از هنرمندان بنام همچون محمود فرشچیان و غلامحسین امیرخانی به زودی منتشر می شود.

امیر داوودی‌پور مدیر انتشارات یاس نگار درباره آثار جدید این انتشارات گفت: «ندای نگار» عنوان کتاب جدیدی است که قصد انتشار آن را داریم و مقدمه، متن و ترجمه خطابه غدیر را شامل می شود. این کتاب با مقدمه آیت‌الله سید علی میلانی، ترجمه محمدتقی اختیاری و ترجمه به انگلیسی تورج شجاعی چاپ خواهد شد.

وی افزود: کتاب «ندای نگار» برای اولین بار با خوشنویسی ریحان عرضه می شود و در آن از آثار هنری 50 تن از هنرمندان معاصر کشور برای آرایش کتاب استفاده شده است. محمود فرشچیان، آیدین آغداشلو، محمد احصایی، غلامحسین امیرخانی، جلیل رسولی و ... از جمله هنرمندانی هستند که در این کتاب از آثارشان بهره برده ایم.

این مدیر نشر گفت: کتاب مذکور با 80 صفحه در قطع رحلی آماده چاپ است و قرار است با چاپ نفیس 5 رنگ و شمارگان 500 نسخه منتشر شود.

داودی پور گفت: «ندای نگار» به زودی چاپخانه را ترک کرده و با قیمت یک میلیون و 500 هزار ریال وارد بازار نشر خواهد شد.

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...