کتاب «اقتباس برای تلویزیون» [Television and serial adaptation] تألیف شانون ولز لاسان [Shannon Wells-Lassagne] با ترجمه سروش جنتی توسط انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

اقتباس برای تلویزیون» [Television and serial adaptation] تألیف شانون ولز لاسان [Shannon Wells-Lassagne]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب از جمله کتاب‌های پژوهشی است که محصول مطالعه و بررسی تعداد قابل توجهی از سریال‌های به روز و منابع اقتباس شده آن‌هاست. اینکه پژوهشگری توانسته دو مبحث بسیار طلایی امروزی، تلویزیون و اقتباس، را با هم بررسی کند، تلاشی بسیار ارزشمند است، به‌ویژه که تاکنون این دو مبحث با هم و در کنار هم بررسی نشده‌اند. متأسفانه تا به امروز در این زمینه، نه‌تنها کتابی ترجمه نشده است، بلکه میزان تألیف و پژوهش این دو موضوع با هم، در عصر طلایی تلویزیون، به طور چشمگیری پایین است.

در این کتاب تلاش شده منابعی را که نویسنده قصد داشته است بررسی کند، با دقت بررسی، مشاهده و بعضی از واژه‌ها و اصطلاحات جدیدی را که برای اولین‌بار در این زمینه به‌کار می‌رفتند و سابقه ترجمه نداشتند با استفاده از پژوهش‌های زبانی و همچنین مطالعه تاریخچه اصطلاحات و ریشه‌شناسی، به زبان فارسی برگردانده شود.

این کتاب، در مرتبه اول ممکن است برای برنامه‌سازان تلویزیونی چه در پلتفرم صداوسیما و چه در وی. او. دی‌ها، راهگشا باشد، به‌خصوص وقتی در متن کتاب خواهیم خواند که بسیاری از آثار موفق سریالی اخیر، مثل بازی تاج و تخت، هانیبال، گم‌شده، جنگ ستاره‌ای گالاتیکا و …، اقتباس‌شده از منابع ادبی یا سینمایی بوده‌اند. خالی از لطف نیست، برای ما ایرانیانی که منابعی کم‌نظیر از قصه‌های تعلیمی یا حماسی متنوعی داریم، الگویی برای برنامه‌سازی سریالی و تلویزیونی باشند که موفقیت آن‌ها از پیش تضمین شده است.

در مرتبه دوم این کتاب می‌تواند برای پژوهشگران و دانشجویان رشته‌های سینما، تلویزیون و ادبیات ما مفید باشد، به‌خصوص اینکه خود نویسنده استاد دانشگاه بوده و تقریباً تمامی منابعی را که از آن پژوهش صورت گرفته در انتهای هر فصل آورده است و خود همان منابع می‌تواند به دانشجویان بابت دستیابی ساده به منابع اصلی مطالعاتی این دو زمینه، اقتباس و تلویزیون، کمک کند.

شانون ولز لاسان نویسنده و پژوهشگری فرانسوی است که در حوزه مطالعات تلویزیون و سینما در دانشگاه بورگاندی شهر دژیون فرانسه تدریس می‌کند. او بیشتر به‌صورت تخصصی در زمینه اقتباس برای تلویزیون فعالیت دارد و کتاب‌های زیادی نوشته است که از جمله آن‌ها می‌توان به اقتباس‌کردن از مارگرت اتوود، سرگذشت ندیمه و فراتر از آن، به تصویر کشیدن متن، دیدگاه‌های انتقادی برای اقتباس فیلم، اقتباس پایان‌بندی‌ها از کتاب‌ها برای تلویزیون، صفحه‌های آخر و نماهای آخر اشاره کرد.

همچنین در نوشتن آثاری مثل صفحات سفید در سالن‌های سینما (انتشارات دانشگاه رن)، صفحات اولیه، نقشه‌های اولیه (میر و مارتین)، و فیلم‌گرفتن از گذشته، بازنمایی حال: اقتباس‌های نئوویکتوریایی مشارکت داشته است.

آثار او در مجلات فیلم و تلویزیون زیادی منتشر شده است، به‌طوری که می‌توان از او به‌عنوان یکی از مرجع‌های مهم و توانمند حوزه اقتباس برای تلویزیون نام برد.

این‌کتاب با ۴۲۲ صفحه، شمارگان ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...