کتاب «موسیقی کبیر» تألیف ابونصر فارابی با ترجمه و شرح فارسی مرحوم مهدی برکشلی از سوی انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

موسیقی کبیر ابونصر فارابی  مهدی برکشلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ سوم کتاب ارزشمند «موسیقی کبیر» تألیف ابونصر فارابی با ترجمه و شرح فارسی مهدی برکشلی که در سال ۹۳ به عنوان برگزیده دوسالانه کتاب برتر موسیقی در بخش ترجمه انتخاب شد، به دلیل استقبال اهالی فرهنگ، هنر، اندیشه و موسیقی، از سوی انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

کتاب «موسیقی کبیر» تألیف ابونصر فارابی با ترجمه و شرح فارسی مرحوم مهدی برکشلی اثر ماندگار ابونصر فارابی کامل‌ترین و بزرگ‌ترین کتابی است که از آغاز اسلام تاکنون درباره موسیقی به زبان عربی نوشته شده است. این اثر بر همه مباحث اصول موسیقی و مبادی آن، علوم نظری و عملی و وابسته‌های این علم احاطه دارد و مرجع تاریخی کامل در هنر موسیقی به‌شمار می‌آید.

براساس گفته فارابی در آغاز کتاب، این کتاب به کتاب دیگری محلق بوده که مؤلف در آن به شرح نظریات دانشمندان پیشین در هنر موسیقی پرداخته و اشتباه‌های آنان را تصحیح کرده است اما ظاهراً کتاب مذکور مفقود و یا گمنام مانده است.

این کتاب از جمله نوشته‌های خطی قدیمی به زبان عربی است که به دلیل کثرت مطالب، قدمت اصطلاح‌های به کار برده شده، عمق معانی، اشکال خواندن و فهم آن و فراوان نبودن نسخه‌های کامل در کتابخانه‌های عمومی و همچنین به سبب آنکه اقدام به تحقیق تنها در آن فایده چندانی نداشته و شرح معانی و توضیح اشکالات مطالب مستلزم آگاهی در این گونه مباحث بوده است و نیز بیرون آوردن معانی از مراجع مختلف برای فهم مطلب، تخصص و فراغت زیاد لازم داشته است، پژوهندگان تنها به قسمت‌هایی از این کتاب مراجعه کرده‌اند یا پاره‌ای از آن را در مواقع مناسب مورد توجه قرار داده و به همین بسنده کرده‌اند.

در کتاب اول به‌نام کتاب «موسیقی کبیر»، مؤلف تمام اجزای موسیقی را از دو دیدگاه نظری و علمی مورد بحث قرار داده و آن را به دو بخش تقسیم کرده است: بخش اول در ورود به هنر موسیقی و بخش دوم در اصول این هنر، آلات موسیقی و وزن‌ها و ساختن آهنگ‌های نمونه که تمام را در سه فن گنجانده است.

بخش ورود به هنر موسیقی، خود در حکم کتابی مستقل و مختصر در این فن است که دارای دو مقاله در تعریف آهنگ و بحث در اصول موسیقی و اصول بنیادی شناخت هنر موسیقی است.

فارابی بخش دوم را به سه فن تقسیم کرده است: در فن اول به اصول هنر پرداخته و آن را اُسطقسات هنر موسیقی نام نهاده است و در دو مقاله به موضوع ایجاد نغمه‌ها و اصوات، علل زیری و بمی آن‌ها، تعریف ابعاد موسیقی و مقادیر عددی آن‌ها در ترکیب، جمع، تصنیف و تقسیم آن‌ها و بحث در اقسام جمع‌های تام یا (گام‌های کامل) شامل نغمه‌های متجانس می‌پردازد.

در فن دوم فارابی آلات موسیقی زمان خود را در دو مقاله معرفی کرده است. در مقاله اول عود و ملایمت‌هایی را که در این ساز معمول است و در مقالة دوم انواع تنبور، نی، رباب و سنتور را شرح داده است و در فن سوم فارابی در دو مقاله به ترکیب نغمه‌ها و راه‌های آهنگ‌ها و ساختن آهنگ‌های نمونه پرداخته است.

چاپ سوم این کتاب در ۶۱۲ صفحۀ مصور، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان توسط انتشارات سروش در اختیار علاقمندان به مباحث این حوزه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...