کتاب «بررسی و تحلیل تکنیک‌های آوازی مقام‌های لو و هَرایی» به تالیف مژگان چاهیان آهنگساز و پژوهشگر موسیقی نواحی ایران منتشر شد.

بررسی و تحلیل تکنیک‌های آوازی مقام‌های لو و هَرایی مژگان چاهیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «بررسی و تحلیل تکنیک‌های آوازی مقام‌های لو و هَرایی (به همراه سی‌دی صوتی)» عنوان یکی از تازه‌ترین آثار منتشر شده از سوی انتشارات سوره مهر است که به تازگی با نویسندگی مژگان چاهیان آهنگساز و پژوهشگر موسیقی نواحی ایران و گویندگی مژگان چاهیان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

در توضیحات تکمیلی این اثر پژوهشی آمده است:

«لو و هَرایی دو نوع مقام آوازی با متر آزاد در موسیقی شمال خراسان‌اند و سوابق تاریخی نشان می‌دهد که در مضمون آن‌ها حالات روانشناختی با گرایش غم غربت، ویژگی‌های تمثیلی زبانی و روایت اساسی‌ترین نشانه‌های قومی یافت می‌شود. این دو مقام همچنین دارای مشخصاتی هستند که آن‌ها را به عنوان آوازی خاص متعلق به شمال خراسان معرفی می‌کند.

در این پژوهش پس از سفر به شمال خراسان و جمع‌آوری و طبقه‌بندی انواع لو و هَرایی، تحلیل فنی انجام پذیرفت. مشخصات فنی لو و هَرایی همچون جملات، موتیف‌های آوازی، دینامیک، گردش فواصل و اجزاء دیگر مانند تحریرها و نحوه تنفس خواننده بررسی و تحلیل شده است. کتاب در نهایت مجموعه‌ای از ویژگی‌های موسیقایی و فرهنگی این نغمات را با تبعیت از عنوان رساله - بررسی و تحلیل تکنیک‌های آوازی مقام‌های لو و هَرایی- پیش رو گذاشته است.

در این کتاب که حاصل پژوهش میدانی مژگان چاهیان در شمال خراسان است، علاوه‌بر آوانگاری و تحلیل نمونه‌هایی از مقام‌های لو و هَرایی با اجرای زنده‌یاد سهراب محمدی، روشن‌علی گل‌افروز، عیسی قلی‌پور، حسین ولی‌نژاد و حسین عزیزی‌پور به همراه نمونه‌های صوتی که توسط نویسنده کتاب در شهرها و روستاهای شمال خراسان ضبط شده، به موقعیت جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، قوم‌نگاری و شناخت کلی موسیقی شمال خراسان نیز پرداخته شده است.»

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...