نمایشنامه «بُرِش» [The Cut and Product] نوشته مارک ریون‌هیل [Mark Ravenhill] با ترجمه حمید دشتی توسط نشر کرگدن منتشر شد.

به گزارش مهر، نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۹ منتشر شده است. این‌کتاب دومین عنوان از مجموعه «علم بر صحنه» است که نشر کرگدن چاپ می‌کند و نمایشنامه‌های علمی بعد از جنگ جهانی دوم را شامل می‌شود. نمایشنامه «برش» ۳ صحنه دارد و یک اثر علمی‌تخیلی محسوب می‌شود که به تاثیرات علم و سیاست دولت‌ها بر زندگی انسان می‌پردازد.

«برش» اولین اثری است که از مارک ریون‌هیل به فارسی ترجمه می‌شود و به مخاطبش نشان می‌دهد دولت‌ها چگونه با بهره‌برداری از علم و تکنولوژی، بشر بی‌زمان و بی‌مکان را می‌بلعند و واقعیت پدیده‌ها را متناسب با منافع پایان‌ناپذیر و بی‌حدوحصر خود تعبیر می‌کنند. نویسنده این‌نمایشنامه، بازیگر و روزنامه‌نگار انگلیسی و متولد سال ۱۹۶۶ است. او در سال ۱۹۹۷ به سرپرستی نویسندگان کمپانی نویسندگی پینز پلاو که تازه‌تاسیس محسوب می‌شد، منصوب و در سال ۲۰۰۳ هم وارد تئاتر ملی شد. مارک ریون‌هیل در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان یکی از نویسندگان کمپانی رویال شکسپیر انتخاب شد.

داستان نمایشنامه برش درباره زندگی در ویرانشهر است؛ روایت زندگی جراحِ عملی مرموز که به‌شدت از آنچه انجام می‌دهد ناراضی است. چگونگی قرارگرفتن سیاست‌های حزبی برابر هنجارها و اخلاقیات فردی از جمله موضوعاتی است که در این‌نمایشنامه به آن‌ها پرداخته شده است.

در قسمتی از این‌نمایشنامه می‌خوانیم:

پل: گیتا. داشتی می‌اومدی گیتا رو ندیدی؟
جان: نه.
پل: خب آره، معمولاً کسی متوجه‌اش نمی‌شه. کر و لاله اما براش یه جایی پیدا کردیم. دم ورودی.
جان: بهش بگو وسایل جراحی رو بیاره اینجا.
پل: شاید اون
جان: بهش بگو وسایل جراحی رو بیاره وگرنه حرف بی‌حرف.
پل به طرف در می‌رود، آن را باز و با دست اشاراتی می‌کند. گیتا وارد صحنه می‌شود.
پل: امروز سرحال به نظر میای گیتا. ما دیگه حاضریم. حرف‌هامون که دیگه آخراشه و می‌شه گفت واسه وسایل آماده‌ایم. گیتا، می‌شه اونا رو آماده کنی؟ ممنون.
گیتا از صحنه خارج می‌شود.

این‌کتاب با ۸۴ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...