نمایشنامه «برونته» [Brontë] اثر پالی تیل [Polly Teale] منتشر شد.

برونته» [Brontë]  پالی تیل [Polly Teale]

به گزارش کتاب نیوز، نمایش نامه «برونته» اثر پالی تیل با ترجمه مزدک بلوری در قالب مجموعه جهان نمایش سوی نشر نی منتشر شده است.

پالی تیل (1962- ) ارگردان تئاتر و نمایشنامه نویس بریتانیایی است که بیشتر بخاطر همکاری با شرکت تئاتر Shared Experience شناخته می شود که مدیر هنری آن بود.

نمایشنامه «برونته» همانطور که از نامش پیداست درباره بخشی از زندگی خواهران برونته برادرشان برانول و پاتریک پدرشان است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

جهان نمایش مجموعه‌ای است از متن‌هایی که برای صحنه‌ی نمایش یا درباره‌ی آن نوشته شده‌اند. انواع نمایش‌نامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایش‌نامه‌هایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متن‌های نظری در حوزه‌ی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای می‌گیرند.

در بخشی از این اثر آمده است:

در همه‌ی زندگی‌ام آرزو کرده‌ام تحسین شوم. آرزو کرده‌ام برای موفقیتی چشمگیر ستوده شوم. و با این حال هرچه بیشتر زیسته‌ام، بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که خوشبختی را نمی‌توان در ستایش‌ها و تمجیدهای دیگران یافت. اگر خاص باشی، اگر استثنایی باشی، از دیگران جدا می‌مانی، اصلاً شاید همین علت تنهایی ما باشد. رضایت در معمولی بودن‌مان است، در کامل نبودن‌مان و در جزئیات کوچک زندگی. دست‌کم امیدوارم که این‌طور باشد.

نمایش نامه «برونته» اثر پالی تیل در 124 صفحه و قیمت 36 هزارتومان در دسترس علاقمندان به آثار نمایشی قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...