کتاب «قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» [Dark ride and other plays] نوشته لن جنکین [Len Jenkin] با ترجمه علی حاجی‌ملاعلی و فاطمع سیادتی، به همت انتشارات نیماژ به بازار کتاب رسید.

قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» [Dark ride and other plays]  لن جنکین [Len Jenkin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جنکین برای نوشتن و کارگردانی نمایشنامه قصه‌های برزخ دو جایزه Obie را به دست آورده است.

در توضیحی بر این کتاب آمده که ویژگی‌های سبکی لن جنکین را به‌خوبی می‌توان در دو نمایشنامه‌ی قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی مشاهده کرد. عناصری از قبیل ساختار اپیزودیک، چندآوایی، زبان‌محوری، تئاتریکالیته و پرفورماتیو بودن و همچنین تداخل و ترکیب سبک‌ها و ژانرهای مختلف.

قصه‌های برزخی شامل سه اپیزود با عناوین بزرگراه، میان‌پرده و هتل است. سفر در تاریکی نیز درامی ابزورد است که خواننده/تماشاگر را به یک سفر متافیزیکی خارق‌العاده و مفرح می‌برد. عموسامِ من یکی دیگر از نمایشنامه‌های جنکین است که پیش از این به فارسی ترجمه شده است.

لن جنکین، نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان تئاتر آمریکایی، متولد دوم آوریل سال 1941 در شهر نیویورک است. او که از دانشگاه کلمبیا فارغ‌التحصیل شده است، سه جایزه Obie، جایزه Guggenheim Fellowship و بنیاد راکفلر را در پرونده کاری خود دارد.

کتاب «قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» نوشته لن جنکین، با شمارگان 500 نسخه، در 132 صفحه، به قیمت 40 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، با ترجمه علی حاجی‌ملاعلی و فاطمع سیادتی و از سوی انتشارات نیماژ به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...