کتاب «قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» [Dark ride and other plays] نوشته لن جنکین [Len Jenkin] با ترجمه علی حاجی‌ملاعلی و فاطمع سیادتی، به همت انتشارات نیماژ به بازار کتاب رسید.

قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» [Dark ride and other plays]  لن جنکین [Len Jenkin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جنکین برای نوشتن و کارگردانی نمایشنامه قصه‌های برزخ دو جایزه Obie را به دست آورده است.

در توضیحی بر این کتاب آمده که ویژگی‌های سبکی لن جنکین را به‌خوبی می‌توان در دو نمایشنامه‌ی قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی مشاهده کرد. عناصری از قبیل ساختار اپیزودیک، چندآوایی، زبان‌محوری، تئاتریکالیته و پرفورماتیو بودن و همچنین تداخل و ترکیب سبک‌ها و ژانرهای مختلف.

قصه‌های برزخی شامل سه اپیزود با عناوین بزرگراه، میان‌پرده و هتل است. سفر در تاریکی نیز درامی ابزورد است که خواننده/تماشاگر را به یک سفر متافیزیکی خارق‌العاده و مفرح می‌برد. عموسامِ من یکی دیگر از نمایشنامه‌های جنکین است که پیش از این به فارسی ترجمه شده است.

لن جنکین، نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان تئاتر آمریکایی، متولد دوم آوریل سال 1941 در شهر نیویورک است. او که از دانشگاه کلمبیا فارغ‌التحصیل شده است، سه جایزه Obie، جایزه Guggenheim Fellowship و بنیاد راکفلر را در پرونده کاری خود دارد.

کتاب «قصه‌های برزخی و سفر در تاریکی» نوشته لن جنکین، با شمارگان 500 نسخه، در 132 صفحه، به قیمت 40 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، با ترجمه علی حاجی‌ملاعلی و فاطمع سیادتی و از سوی انتشارات نیماژ به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...