یک نسخه از کتاب آناتومی «درباره بافت بدن انسان در هفت کتاب» (De humani corporis fabrica libri septem) در یک حراج آنلاین به قیمتی بیش از ۲ میلیون دلار فروخته شد.

درباره بافت بدن انسان در هفت کتاب» (De humani corporis fabrica libri septem  اثر آندریاس وسالیوس [Andreas Vesalius]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آرت نت، یک نسخه نادر از کتاب کلاسیک «درباره بافت بدن انسان در هفت کتاب» اثر آندریاس وسالیوس [Andreas Vesalius] پزشک دوره رنسانس در حراجی آنلاین کریستیز به قیمت ۲.۲ میلیون دلار فروخته شد. یک پزشک بازنشسته کانادایی این کتاب را در سال ۲۰۰۷ به قیمت ۱۴هزار دلار در یک حراجی خریده بود.

حراجی کریستیز از این کتاب که در سال ۱۵۵۵ میلادی چاپ شده است به عنوان «برترین اطلس تشریحی رنسانس و شاهکار علوم پزشکی، آموزش و طراحی تایپوگرافی» یاد کرده است. این کتاب به دانشگاه کاتولیک لون فروخته شد. دانشگاهی که «وسالیوس» نیز در همانجا تحصیل کرده بود.

این کتاب که نسخه دومی محسوب می‌شود، ۱۶۰ صفحه را شامل می‌شود. نسخه نخست آن در سال ۱۵۴۳ میلادی چاپ شده است. وسالیوس با انتشار نسخه دوم اصلاحاتی را در ویرایش نخست کتاب انجام داد،‌ اطلاعات جدیدی را از کالبدشکافی اجساد به آن اضافه کرد و به انتقادات چاپ نخست پاسخ داد.

درباره بافت بدن انسان در هفت کتاب» (De humani corporis fabrica libri septem ر آندریاس وسالیوس [Andreas Vesalius]

بر اساس اسناد تاریخی وسالیوس بر تمامی جنبه‌های طراحی کتاب، از جمله صفحه‌آرایی، تصویرگری و تایپوگرافی نظارت داشته است. هویت هنرمندی که طراحی‌های این کتاب را خلق کرده است، هنوز مشخص نیست.

................ هر روز با کتاب ................

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...