کتاب «اتاق کار: روایت‌هایی از عشق، تعلیق و گیره‌های کاغذ» [Speaking of Work: A Story of Love, Suspense and Paperclips] با روایت‌هایی از جویس کارول اوتس [Joyce Carol Oates] و دیگران منتشر شد.

اتاق کار: روایت‌هایی از عشق، تعلیق و گیره‌های کاغذ [Speaking of Work: A Story of Love, Suspense and Paperclips] با آثاری از جویس کرول کارول اوتس

‫به گزارش کتاب نیوز، یازده نویسنده‌‌ی این کتاب (گری اشتین‌گارت، جویس کارول اوتس، جاناتان ایمس، لی چایلد، جاناتان سفرن فوئر، جاشوا فریس، بیلی کالینز، اسلون کراسلی، روکسان گی، والریا لوئیزلی، الن مابانکو، ایمی مان و جاناتان کولتون) در یک تلاش جمعیِ هنرمندانه و به درخواست مؤسسه‌ی زیراکس، کوشیده‌‌‌اند گوشه‌ای از فضای کار مدرن یا موضوعی مرتبط با آن را در ژانر مورد نظرشان روایت کنند و گویی در یک اتاق کار مجازی حاصل تلاش‌شان را به شکل کتاب پیشِ رو ارائه‌ داده‌اند.

اتاق کار در یازده روایت در قالب داستان‌کوتاه، خاطره‌، جستار و حتی شعر و نمایشنامه‌ی تلویزیونی، جهان‌های مختلفی را بازنمایی می‌کند و تأثیر محیط ‌ ‌کار، روابط کاری و نقش شغلی که انتخاب می‌کنیم بر «آدمی که می‌شویم» را یادمان می‌اندازد. فضای کار همیشه در حال دگرگونی است اما به رغم همه‌ی این تغییرات، خود ما فرقی با اجداد اولیه‌مان نداریم؛ کماکان در همه‌ی شغل‌ها و اتاق‌های کار دنبال پیدا کردن نقش‌مان در غار زندگی هستیم.

نسخه اصلی این کتاب در سال 2018 به چاپ رسیده و اکنون با ترجمه کیوان سررشته در ایران منتشر شده است.

برشی از متن کتاب:
«نمی‌شود آدم به شغل اولش احساس دلبستگی نداشته باشد؛ هر قدر هم آن شغل نامناسب‌تر و پربدبختی‎تر، بهتر. من خودم منشی مزخرفی بودم. در یک مؤسسه‌ی ادبی کار می‌کردم و اشتباه‌های کوچک بیشماری ازم سر می‌زد که تأثیرات موجی چشمگیری داشتند. با این حال هنوز هم موقع فکر کردن به آن سیزده و نیم ماهی که آنجا، به عنوان بدترین منشی نسل خودم کار می‌کردم، غرق خیال‌پردازی می‌شوم.»

کتاب«اتاق کار» با ترجمه کیوان سررشته در ۱۷۶ صفحه و با قیمت 30هزار تومان توسط نشر اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...