در این پژوهش با دیدگاه 12 تن از کارشناسان مسائل بین‌المللی چین، سند راهبردی همکاری‌های سیاسی، استراتژیک و اقتصادی بین دو کشور بررسی و ابعاد ناگفته این توافق‌نامه واکاوی شده است.

نگاه چینی به همکاری جامع 25 ساله ایران و چین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نگاه چینی به همکاری جامع 25 ساله ایران و چین» به همت بخشعلی بایراملو گردآوری و ترجمه و به همت موسسه مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران در شهریورماه 1400 به چاپ رسیده است.

در این پژوهش با دیدگاه 12 تن از کارشناسان مسائل بین‌المللی چین، سند راهبردی همکاری‌های سیاسی، استراتژیک و اقتصادی بین دو کشور، بررسی و ابعاد ناگفته این توافق‌نامه واکاوی شده است.

در این اثر به نگاه کارشناسان چینی به ماهیت و پیامدهای اثرگذار این توافق برای ایران و چین از یک سو و آمریکا به عنوان رقیب استراتژیک چین و دشمن ایران از سوی دیگر پرداخته شده است. همچنین فرصت‌ها و چالش‌های امضا و اجرای این توافق برای طرفین از محورهای دیگر مباحث پرداخته‌شده از دیدگاه کارشناسان چینی است. این تحلیل‌ها و رویکردها قادر است از منظر نخبگان چینی، به افزایش شناخت پژوهشگران و سیاستمداران ایرانی از نوع تفکر حاکم بر چین کمک کند و زمینه را برای همکاری‌های بیشتر میان دو کشور فراهم آورد.

خواندن کتاب «نگاه چینی به همکاری جامع 25 ساله ایران و چین» به تمام علاقمندان به مطالعات سیاسی و اقتصادی چین پیشنهاد می‌شود؛ چراکه دو کشور در پنجاهمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک، توافق‌نامه همکاری جامع 25 ساله امضا کرده و همچنین سازمان همکاری شانگهای با عضویت رسمی ایران موافقت نموده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...