کتاب «تصمیم‌گیری و اولویت‌سنجی برای کتابداران» تألیف فرزانه شادانپور و محمدرضا میقانی با معرفی اصول و روش‌های تصمیم‌گیری و اولویت‌بندی در حوزه تحقیق از سوی انتشارات کتابخانه ملی منتشر شد.

صمیم‌گیری و اولویت‌سنجی برای کتابداران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تصمیم‌گیری و اولویت‌سنجی برای کتابداران» با انگیزه آشنایی با مفاهیم، اصول و روش‌های تصمیم‌گیری علمی و عقلایی، و نیز اولویت‌بندی که از مراحل مهم تصمیم‌گیری است و تشویق به استفاده از این روش‌ها در محیط کتابخانه به تحریر درآمده است و تلاش مولف بر این بوده تا مفاهیم این حوزه را به زبان ساده برای کتابداران و حرفه‌مندان علم اطلاعات و دانش‌شناسی بیان کند.

کتاب «تصمیم‌گیری و اولویت‌سنجی برای کتابداران» در پنج فصل و در ۱۸۴ صفحه چاپ شده است. در فصل نخست از این کتاب، کلیاتی درباره تصمیم‌گیری منتشر شده و در فصل دوم منابع و روش‌های گردآوری اطلاعات برای تصمیم‌گیری، در فصل سوم روش‌های محاسباتی برای سنجش اولویت‌ها و تصمیم‌گیری، در فصل چهارم نمونه‌هایی از موقعیت تصمیم‌گیری در کتابخانه و در فصل پنجم مروری کوتاه بر روش‌های تخصصی و نرم‌افزارهای تصمیم‌گیری و اولویت‌بندی ارائه شده است.

فرزانه شادانپور و محمدرضا میقانی مولفان این کتاب درباره دلایل نگارش این کتاب چنین آورده ند : «تصمیم‌گیری از رفتارهایی است که به دلیل تکرر در جمیع شئون حیات، گاه حتی خود آدمی متوجه آن نیست. تصمیم‌گیری رفتاری است که هر انسانی، با توانایی‌های معمول، هر لحظه بدان مبادرت می‌ورزد و زندگی او بدون تصمیم‌گیری قابل تصور نیست. ما دقیقاً نمی‌دانیم که قدیمی ترین انسان‌ها در مورد تصمیم‌گیری چه می‌اندیشیده‌اند، هر چند این رفتار را داشته‌اند؛ اما می‌دانیم تطور و تکامل دانش‌های بشر به آگاهی او از رفتار تصمیم‌گیری، چگونگی آن و چگونه بهتر شدن آن وسعت بخشیده شده است. علم کوشیده این رفتار را به توصیف تجربی درآورد و حتی ردای محاسبات به آن بپوشاند تا به زیور منطق و درستی آراسته‌اش کند و از نتایج زیان‌بار آن هر چه بیشتر بکاهد. اما این حقیقتی است انکارناپذیر که در تصمیم گیری‌ها همه چیز به دست ما و به اختیار ما نیست.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...