«قطورترین کتاب دنیا» حاصل تلاش جمعی از جوانان خوزستان است که قرار است این عنوان جهانی را به نام ایران سند بزنند.

رونمایی از قطورترین کتاب دنیا در خوزستان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، یک کتاب سیزده هزار صفحه‌ا‌ی قرار است عنوان «قطورترین کتاب دنیا» را از جنوب ایران به نام خود کند؛ کتابی با محتوایی جامع از ایران‌گردی و فرهنگ تا هنر و معماری که توسط صدها جوان ایرانی در خوزستان گردآوری و تدوین شده است.

مژده افشار که مدیرعامل گروه بین‌المللی فرهنگسازان زندگی سبز و دبیر برگزاری مراسم رونمایی از رکورد قطورترین کتاب جهان است، این کتاب را محصول یک سال تلاش جوانان خوزستانی و صدها جوان از دیگر شهرهای ایران خواند.

او درباره ویژگی‌های قطورترین کتاب دنیا می‌گوید: این کتاب بیش از ۱۳ هزار صفحه دارد و مباحث فرهنگی، گردشگری، ایران‌شناسی، پوستر‌های انقلابی، دفاع مقدس، هنر و معماری از جمله سرفصل‌های آن هستند.

البته این اولین بار نیست که برای تدوین قطورترین کتاب جهان تلاش می‌شود؛ رکورد قبلی همین عنوان متعلق به الجزایر بود. «نورة طاع‌الله» دختری اهل الجزایر است که توانسته بود با کتاب «أبواب النجاح» عنوان بزرگترین کتاب را به نام خود و کشورش سند بزند. کتابی که ۱۰ هزار و ۵۵۱ صفحه و ۴۵ کیلوگرم وزن داشت و در فهرست گینس هم ثبت شده بود. و حالا قرار است با نام ایران در گینس به ثبت برسد.

سیمین منجزی که مسئولیت دبیری شورای سیاست‌گذاری مراسم رونمایی از رکورد قطورترین کتاب جهان را دارد هم از مراحل پایانی کارهای مربوط به تولید محتوای قطورترین کتاب دنیا خبر می‌دهد.

او با بیان اینکه با پایان این مراحل، کتاب وارد مرحله ویراستاری و چاپ می‌شود، به ویژگی‌های خاص کتاب اشاره کرده و یادآور می‌شود: سرفصل‌های کتاب از جمله ویژگی‌های ممتاز این کتاب است؛ علاوه بر این، جلد و صفحات کتاب از سوی هنرمندان صنایع دستی ایران به زیبایی طراحی شده است.

به گفته منجزی، شهریور ماه مراسم رونمایی از رکورد قطورترین کتاب جهان در تهران برگزار و از این کتاب پس از چاپ رونمایی خواهد شد.

کتابی که البته به گفته مسئولان شورای سیاست‌گذاری مراسم رونمایی از آن، یک نسخه از آن به موزه اهدا خواهد شد.

صفت‌های اولین، بزرگترین، حجیم‌ترین و مانند آن همیشه جذاب‌اند؛ چه مربوط به کتاب باشد و چه صنایع و محصولاتی دیگر. چه آن موقع که نورة دختر الجزایری کتابی ۴۵ کیلویی منتشر کرد و چه آن زمان که «دیو موریس» شاعری از «آیووا» مجموعه شعری در ۱۰ هزار و ۱۱۹ صفحه منتشر کرد که ضخامت یک جلد آن ۶۰ سانتی‌متر بود.

یا رکوردهای قبل از آن که مجموعه‌ای جذاب از داستان‌های جنایی و پلیسی بود؛ کتابی ۴ هزار صفحه‌ای از «هارپر کالینز» بوده که نسخه کاملی از داستان‌ها و رمان‌های آگاتا کریستی را شامل می‌شد. این کتاب ۱۲ اینچ قطر داشت و البته در ۵۰۰ نسخه منتشر شده بود.

ایرانی‌ها هم در سال‌های اخیر، بارها تلاش کرده‌اند تا نام خود را با هنر یا محصولی در فهرست ترین‌های گینس ثبت کنند و این‌بار نوبت به عنوان «قطورترین کتاب دنیا» رسیده تا با تلاش جوانانی از خوزستان، رکورد دیگری را به نام ایران سند بزنند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...