یک کتاب نادر متعلق به سال ۱۶۲۳ میلادی که برای نخستین‌بار مجموعه‌ای از آثار «‌ویلیام شکسپیر» را در قالب یک کتاب واحد ارائه داده بود، توسط حراجی کریستیز به مزایده گذاشته می‌شود.

به گزارش ایسنا و به نقل از رویترز،‌ انتظار می‌رود این کتاب که عنوان آن «کمدی‌ها، تاریخ و تراژدی‌ها»‌ است در حراجی ماه‌ آوریل «کریستیز» به قیمت ۴ الی ۶ میلیون دلار  فروخته شود.

این اثر که بیشتر به عنوان «نخسین کتاب رحلی»‌ شناخته می‌شود یکی از شش نسخه کامل مجموعه کتاب‌های موسوم به «نخستین کتاب رحلی» است که در مجموعه‌های خصوصی نگهداری می‌شود.

این کتاب، ۳۶ نمایشنامه «شکسپیر» از جمله نمایشنامه‌هایی که پیش‌تر هرگز منتشر نشده بودند و بدون وجود این کتاب ممکن بود برای همیشه فراموش شوند را در خود جای داده است.

گفته می‌شود این کتاب توسط دوستان «شکسپیر» و پس از درگذشت او تالیف شده است.

قرار است این نسخه از مجموعه کتاب‌های «نخستین کتاب رحلی»‌،‌ پیش از آن که در حراجی کریستیز به مزایده گذاشته شود در قالب یک تور در لندن، ‌نیویورک، هنگ کنگ و پکن به نمایش گذاشته شود.

گران‌ترین نسخه  از مجموعه کتاب‌های «‌نخستین کتاب رحلی» در سال  ۲۰۰۱ و به قیمت ۶.۲ میلیون دلار فروخته شد.

«ویلیام شکسپیر» متولد سال ۱۵۶۴ بود. اولین آثار منسوب به او از سال ۱۵۹۲ به دست آمده‌اند. «شکسپیر» در طول عمر خود ۳۸ نمایشنامه در ژانرهای کمدی، تراژدی، تاریخی و... به نگارش درآورد که از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به «مکبث»، «هملت»، «رویای نیمه‌شب تابستان»، «هنری پنجم» و «اتللو» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...