«انجیل به روایت عیسی مسیح» و «قابیل» آثاری از ژوزه ساراماگو نویسنده فقید پرتغالی، در فهرست ده کتاب پرفروش هفته جاری ایتالیا جای گرفتند.

به گزارش ایبنا به نقل از سایت ویژه کتاب ایتالیا، برطبق این رده‌‌بندی که هر دوشنبه در این سایت اعلام می‌شود، کتاب‌های «انجیل به روایت عیسی مسیح» و «قابیل» اثر ژوزه ساراماگو به ترتیب جایگاه هفتم و دهم جدول آثار پرفروش ایتالیا را در اختیار دارند.

این در حالی است که کتاب «آب در دهان» اثر مشترک «آندره آ کامیلری» و «کارلو لوکارتی» در رده نخست، کتاب «در جستجوی گنج» اثر«اندره‌آ کامیلری» در رده دوم و کتاب «کفش‌ساز» اثر «پاتریشیا کورن ول» در رده سوم جای دارند.

«
ژوزه ساراماگو» نویسنده پرتغالی، برای کتاب «انجیل به روایت عیسی مسیح» در سال 1991 با اعتراض بنیاد‌های مذهبی مسیحی به‌ویژه واتیکان روبه‌رو شده بود. با این وجود او در سال 1998 جایزه نوبل را ازآن خود کرد. این کتاب به‌وسیله «ریتا دستی» به ایتالیایی ترجمه شده است.

این نویسنده صاحب‌نام اروپایی 18 ژوئن 2010(28 خرداد امسال) درگذشت.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...