چاپ جدید رمان «تنگسیر» اثر صادق چوبک توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

تنگسیر صادق چوبک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌رمان، یکی از آثار شناخته‌شده و مطرح ادبیات معاصر فارسی است که فیلمی سینمایی هم با اقتباس از آن ساخته شده است. داستان «تنگسیر» درباره مردی فقیر و زحمت‌کش به‌نام زائرمحمد است که پس از سال‌ها زحمت و پس‌انداز، چندتن از افراد معتمد شهر، با قول سرمایه‌گذاری و برگشت سود، پول او را به نفع خود مصادره می‌کنند و در مقابل دادخواهی‌های او، حاضر به برگشت اصل پول هم نیستند. در نتیجه زائرمحمد پس از ناامیدی از همه راه‌ها، ناچار است به خود متکی باشد و انتقامش را از مردم ظالم بگیرد.

صادق چوبک به‌عنوان یکی از نویسندگان ناتورالیست ادبیات معاصر ایران شناخته می‌شود و زندگی‌های طبقات فرودست، اسارت، سختی و رنج و فقر مردم را در آثارش نشان داده است.

«تنگسیر» برای اولین‌بار سال ۱۳۴۲ منتشر شد و نسخه‌ای که انتشارات معین به‌تازگی از این‌رمان چاپ کرده، به‌گفته مدیر این‌انتشارات، با حروفچینی جدید، اصلاح غلط‌های چاپی و رعایت رسم‌الخط جدید و سجاوندی دقیق کلمات به چاپ رسیده است.

این‌کتاب با ۲۱۶ صفحه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...