رمان «سالاری‌ها» نوشته بزرگ علوی توسط نشر نگاه به چاپ ششم رسید.

به گزارش مهر، بزرگ علوی متولد سال ۱۲۸۲ است. این نویسنده کار خود را با ترجمه آغاز کرد و سپس به نگارش رمان و داستان‌های کوتاه رو آورد. او مدتی پیش از وقوع کودتای ۲۸ مرداد در سن ۴۹ سالگی از ایران خارج شد و تا هنگام وقوع انقلاب ۵۷ در برلین شرقی سکونت داشت. بزرگ علوی پس از انقلاب به ایران بازگشت و سپس دوباره به آلمان رفت. او در سال ۷۵ در پی بیماری قلبی در آلمان درگذشت. «چشم‌هایش»، «چمدان»، «سالاریها»، «گیله مرد»، «میرزا»، «۵۳ نفر» و… برخی از آثار مشهور او هستند.

نشر نگاه چاپ سی‌ام رمان «چشم‌هایش» از این نویسنده را دی‌ماه سال ۹۷ وارد بازار نشر کرد. حالا چاپ ششم «سالاری‌ها» وارد بازار شده که قرار است کتاب مذکور با همین نوبت چاپ در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شود.

داستان این رمان درباره خاندان بزرگی به نام سالاری‌هاست که دامادهایش نیز نام فامیلی خود را تغییر داده و همگی سالاری شده‌اند. این خانواده درون خود، رازهای زیادی جا داده که تعدادی از آن‌ها درباره چگونگی کسب ثروت این خاندان است. یکی از شخصیت‌های مهم این رمان، پیرمردی به نام باباست که در گذشته دور، همراه دختر باردارش زیور و دامادش راهی سفر بوده است. در این سفر داماد بابا را کشته و خودش را دستگیر می‌کنند. زیور برای نجات آن‌ها به خانه سالاری‌ها می‌رود. بابا هم هرچه می‌کند دخترش را پیدا نمی‌کند...

چاپ ششم این کتاب با ۱۷۸ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...