رمان «تشریح» نوشته ایمان سیدی در قالب تازه‌ترین عنوان از مجموعه رمان‌های فارسی نشر سیب سرخ منتشر شد.

تشریح ایمان سیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، این نویسنده درباره رمان خود آن را اثری توام با واقع‌گرایی محض دانست و افزود: در «تشریح» با اینکه ما با واقع‌گرایی مخض روبروییم اما شخصیت‌هایی خیالی در آن به ایفای نقش می‌پردازند و البته این اتفاق در قالب آنچه همه ی ما از رمان می‌دانیم شکل نمی‌پذیرد.

وی ادامه داد: رمان تشریح از خیال و انتزاع می‌آید یعنی تصاویری که با توجه به رخدادی واقعی به ذهن آمده و نویسنده را مجبور کرده یک پاراگراف را بنویسد و بعد آن را ادامه بدهد. نوعی دکوپاژ تصویر (اتصال نماها به هم) که در آن اتفاق افتاده است و همه این اتفاق‌ها هم برای این نبوده است که بخواهم روش مرسوم نویسندگی را اجرا کنم بلکه کار من نوعی دریافت الهام است برای نوشتن مانند آنچه در شعر اتفاق می‌افتد.

سیدی ادامه داد: برایم مهم بود با توجه به تجربه تلخ و البته مهمی که در زندگیم اتفاق افتاده بود این رمان را ادامه بدهم. ایده ذهنی من برداشتی بود که از یک عشق مازوخیستی داشتم، عشقی که به فراخور جوانی نبود و به معنای واقعی یک جنون بود و در پایان با فروریختن و یک فروپاشی همه چیز به سکوت و جنون بازگشت.«تشریح» با این مقدمه روایتی است سرگشتگی مدرن و انزوای بیشتر.

این نویسنده در پاسخ به این سوال که آیا باید رمان «تشریح» را رمانی زنانه بدانیم یا خیر، تصریح کرد: زنانی که در رمان تشریح وجود دارند و شخصیت هایی که از آن ها حرف زده می‌شود همیشه قربانی بوده‌اند، به باور من اگر زنی حتی خوشبخت زندگی می‌کند، می‌تواند خوشبخت نباشد. اگر آن چیزی که ما می‌بینیم واقعیت است اما ممکن است تمام حقیقت نباشد. سعی کرده‌ام با در کنار هم قرار دادن این زنان که گوئی قدرت در دست دارند و یا از قدرت افتاده‌اند دست به دکوپاژی بزنم که حاصلش آنچه جامعه نشان می‌دهد نباشد. زن را از اینکه تنها پاک دامن است و می‌تواند مادر باشد و یا تاثیرگذار جدا کرده‌ام و او را رو در روی مردان و حتی جلوتر از آنها قرار داده‌ام و نشان دادم آنها هر آنچه که دوست دارند را می‌توانند تجربه کنند.

وی در همین زمینه افزود:پدیده‌ای به اسم زنانه نویسی که بانی حضور و نمود زنان در ادبیات ایران نامیده می‌شود هم در شعر و هم در داستان بیشتر یک بیان کلیشه ای است. یک مرد هم می‌تواند زنانه بنویسد و حتی با جزئیات بیشتری می‌تواند آن را تشریح کند. یک متن باید خودش حرف بزند و من سعی کرده‌ام این بیان زنانه نویسی در متن را در خود متن ببینم تا اینکه بخواهم به تجربه‌هایی که درگذشته با نام زنانه نویسی اتفاق می افتد و حتی آن را بخواهم به سمت وجه فمنیستی آن ببرم تکرار کنم. همان طور که شعر فروغ برای مردان قابل درک و فروغ با اجرای درست و به صحنه آوردن کلمات در شعر آن را می رقصاند و هویت زنانه خود را برای درک بهتر هویت زن بودن را به جهان واقعیت می‌آورد. زن در رمان تشریح محکم، ساختار شکن و حتی فراتر می‌رود و اینکه از سه وجه زندگ، مرگ و خودکشی می‌تواند خودکشی را انتخاب کند و این انتخاب از روی ضعف نیست از روی شناخت است و باوردارم قضاوت‌هایی که انسان هرروز با آن مواجه است حتی در بدترین شرایط نمی‌تواند ما را به آرامش برساند. قضاوت‌هایی که ذهن ما آن را دچار می‌شود اما شاید آنگونه نبوده اند که ما فکر می‌کرده‌ایم.

انتشارات سیب سرخ رمان تشریح را در ۱۱۹صفحه با قیمت۲۶ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...