رمان «ئالند» دومین اثر ابوالفضل بابازاده توسط انتشارات نشر طلایی منتشر شد.

ئالند ابوالفضل بابازاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «ئالند» دومین اثر ابوالفضل بابازاده با شمارگان هزار نسخه و بهای ۳۵ هزار تومان، توسط انتشارات نشر طلایی منتشر شد. بابازاده که پیش از این رمان «این شهر تو را دوست ندارد» را نوشته بود این بار سراغ محیط زیست و حوزه زنان رفته و به دور از شعارزدگی و سیاست زدگی‌های مرسوم، مسائل و مشکلات اساسی آنها را بیان می‌کند.

«ئالند» داستان دختری به همین نام است که برای رسیدن به آرزوها و دغدهه هایش از روستا به شهر می‌آید و در راه رسیدن به اهداف خود و گروهش مجبور است با گروه‌ها و مسئولان پرقدرت مبارزه و مقابله کند و در نهایت....

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: «این دفعه سومی است که مسیر چهارراه ولی عصر تا خیابان قدس را می‌رود و برمی‌گردد. برگ‌های خشک زیادی در مهرماه، زیر پای عابران، خُرد و له می‌شوند و ئالند حواسش هست که حتی یک برگ هم زیر پایش له نشود؛ چه خشک و چه سبز. به سر خیابان قدس می‌رسد و آن را باز هم تا بلوار کشاورز بالا می‌رود و دوباره برمی‌گردد پایین. پیاده‌روی در خیابان‌های کنار و روبه‌روی دانشگاه تهران را دوست داشت و حالا احساس می‌کرد که نیاز بیشتری دارد برای راه رفتن و فکر کردن در این مامن و سرپناه دوست داشتنی و قدیمی.

دانشجویان زیادی آن اطراف دیده می‌شوند، از دختر و پسر و جوان و میانسال؛ می‌روند و می‌آیند و آنها که تازه‌وارد هستند از جنب و جوش و ذوقشان پیداست. دلش هوای دوران دانشجویی را می‌کند.هوای پاییز همینجوری و بی‌دلیل جان می‌دهد برای عاشقی کردن و خندیدن و بغض کردن و بالا و پایین شدن حال و احوال آدم‌ها. برای ئالند اما اتفاقاتی افتاده بود و پیام‌هایی را در گوشی‌اش دیده بود که حالش صدها برابر از آدم‌های دیگر منقلب‌تر شده بود و حالات عجیب و خاصی داشت که پیش از این کمتر آنها را تجربه کره بود. ئالند از کنار چنارهای پیر خیابان قدس و فروشگاه‌های کتاب و کافی شاپ‌هایش می‌گذشت و حتی آنها هم می‌توانستند بغض او را بیشتر کنند.»

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...