رمان «لیان دخت» اثر ثریا شیری توسط نشر صاد (سرای خودنویس) منتشر شد.

لیان دخت» اثر ثریا شیری

به گزارش کتاب نیوز، ثریا شیری خبرنگار هفته‌نامه اتحاد جنوب و خبرگزاری‌ ایرنا است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

لیان‌دُخت، داستان چالش‌های زندگی دختری به نام سلیمه است که در بوشهر زندگی می‌کند. او رویای بزرگی را در سر دارد که برای رسیدن به آن باید با خانواده، عرف و یک شهر روبرو شود. رویایی که تا پیش از آن هیچ زنی در آن شهر به آن نرسیده است. سلیمه در راه رسیدن به رویای خود سوار بر قایق زندگی از طوفان‌های سهمگین گذر می‌کند، اما دریای طوفانی هر بار موج جدیدی از چالش‌ها را پیش روی سلیمه می‌گذارد و ...

در قسمتی از این اثر میخوانیم:
تعریف ظهر تابستان بوشهر چیزی نبود جز صدای کولرهای گازی، شهری که در سکوت فرو رفته و آفتابی که بی‌رحمانه می‌تابد و همه را از زور گرمایش به داخل خانه‌هایشان کشانده. یک نوع اسارت، یک نوع حکومت‌نظامی در تیررس شلیک بی‌رحمانۀ اشعه خورشید. بهرحال تابستان‌ها، بوشهر در اشغال خورشید بود و بعد از ظهرها برای در امان ماندن از گرمازدگی و تبخیرشدن باید در خانه‌ها پناه می‌گرفتیم.

رمان «لیان دخت» اثر ثریا شیری در 184 صفحه و قیمت 56 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...