سی و دومین شماره مجله ادبی «چامه»، ویژه زندگی و آثار مسعود خیام، نویسنده و پژوهشگر ادبی منتشر شد.

سی و دومین چامه مسعود خیام،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره با شعرها و داستان‌هایی از شاعران و نویسندگان امروز ایران و جهان به‌تازگی در ۱۶۲ صفحه منتشر شده است.

مسعود خیام در بخشی از گفت‌وگوی خود گفته است: «شاملو بحث‌انگیزترین شاعر معاصر است. آنجا که شاعر است مهم‌ترین اشعار میهنی را سروده. به گمانم بلندترین درخت در جنگل شاعران معاصر است. شعر شاملو بیشترین تاثیر را در پیرامونش گذاشت. جنبه های غیرشعری او که اکثراً منفی است به تدریج کمرنگ شده و فراموش می‌شود، اما شعر او همچنان بر تارک ادبیات معاصر می‌درخشد.»

او در ادامه بیان کرده است: «من در کتاب «احمد شاملو چهره دیگر» به مواردی همچون ترجمه‌ها، کتاب کوچه، رسم‌الخط و مدعای شاملو در ریاضیات پرداخته‌ام که اکثراً منفی است. بله، باورتان نمی‌شود، اما شاملو لابه‌لای مقالاتش، سخنان و تئوری‌های سراپا غلط در مورد ریاضیات منتشر کرده است. هم از این رو است که می‌گویم می‌توان شاملوی غیرشاعر را به کلی کنار گذاشت و فقط در مورد شاملوی شاعر سخن گفت.»

چامه این شماره، در چهار بخش داستان، شعر، گپ و ترجمه انتشار یافته است. سرپرستی داستان را محمدجواد جزینی و دبیری بخش شعر زمان را ضیاءالدین خالقی به عهده دارد. داستان‌هایی از زکریا تامر (با ترجمه راحله بهادر)، مژده نادری، سیاوش مبرز، فاضله فراهانی، محمدباقر رضایی، و نقد و بررسی خرم سعیدی از آخرین رمان قباد آذرآیین در این شماره آمده است.

در بخش «گپ»، گفت‌وگوهایی با مسعود خیام، محمدعلی سپانلو (از برنامه رادیویی صدای شاعر) و صلاح فائق شاعر مدرن عراقی ساکن فلیپین منتشر شده است.

در بخش شعر زمان شعر این شاعران منتشر شده است: عبدالحمید ضیایی، کروب رضایی، حسنا محمدزاده، حامد معراجی، سیروس امیری زنگنه، ذوالفقار شریعت، روح‌الله آبسالان، مهشید کاوه، لیلا طیبی (رها)، نیما غلامرضایی، مهری ذبیحی اترگله و جواد نبی‌زاده مقدم.

در بخش شعر و ترجمه، اکرم امامی درباره رفعت العرعیر؛ شاعر فلسطینی نوشته است. در ادامه پل شائول، مژده پاک‌سرشت، محمدالامین‌الکرخی، عباس بیضون، محمد القصیصی، نشمی مهنا، رشا عمران و هند جوده شعرهای تازه خود را به قربانیان جنگ غزه، بویژه کودکان بی‌دفاع تقدیم کرده‌اند.

سمیه کشوری درباره یون فوسه برنده نوبل ادبی سال ۲۰۲۳ یادداشت نوشته است. فرزدق اسدی، شعرهای بسام حجار را از عربی به فارسی برگردانده و پروانه حسنیه شش شعر از آنا هافمن شاعر آلمانی ترجمه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...