هفتادوهفتمین دوره اهدای جوایز گلدن گلوب عصر یكشنبه در سالن هتل بورلی هیلتون واقع در بورلی هیلز لس‌آنجلس برگزار شد.

به گزارش کتاب نیوز، فیلم «1917» به كارگردانی سم مندس كه روایتی حماسی از جنگ جهانی اول است، به عنوان بهترین فیلم انتخاب و جایزه بهترین كارگردانی هم نصیب مندس شد.

نت‌فلیكس با 34 نامزدی (17 نامزدی در بخش سریال‌های تلویزیونی و 17 نامزدی در بخش فیلم‌های سینمایی) پیشتاز این مراسم بود كه «قصه ازدواج» ساخته نوآ بامباك در شش بخش نامزد شده بود و بیشترین تعداد نامزدی را در این شب به خود اختصاص داده بود. «اسم من دولمایت» كه بازگشت بازیگر و كمدین مشهور به سینما را رقم زده و درام زندگینامه‌ای «دو پاپ» با نقش‌آفرینی آنتونی كویین، كه هر كدام در چهار بخش نامزد بودند، جایزه‌ای به دست نیاوردند و نت‌فلیكس فقط با دو جایزه این مراسم را ترك كرد: لارا درن برای ایفای نقش زن مكمل در «قصه ازدواج» و اولیویا كلمن برای ایفای نقش الیزابت دوم در سریال «تاج» بهترین بازیگر زن درام تلویزیونی شناخته شد.

كمپانی‌های آمازون و هولو هر كدام دو جایزه به دست آوردند كه «فلیبگ» بهترین سریال كمدی شناخته شد (آمازون) اما اپل تی‌وی پلاس دست خالی به خانه بازگشتند.

در عوض HBO توانست نامزدی در 15 بخش را به چهار جایزه تبدیل كند كه از میان آنها می‌توان به بهترین درام تلویزیونی «وراثت» و بهترین سریال كوتاه «چرنوبیل» اشاره كرد.

بریت تارون اجرتون، بازیگر ولزی، برای ایفای شخصیت سر التون جان، خواننده انگلیسی در فیلم «راكت‌من» جایزه بهترین بازیگر مرد بهترین فیلم موزیكال یا كمدی را دریافت كرد. فیبی ولر بریج، بازیگر و فیلمنامه‌نویس انگلیسی كه پیش از این در مراسم امی بریتانیا برای سریال «فلیبگ» درخشیده بود، جایزه بهترین بازیگری زن و بهترین سریال كمدی گلدن گلوب را برای این اثر تلویزیونی به خانه برد. اولیویا كلمن، بازیگر انگلیسی برای ایفای نقش ملكه الیزابت دوم بهترین بازیگر زن سریال تلویزیونی درام شناخته شد. بازیگر اسكاتلندی برایان كاكس با ایفای نقش در سریال امریكایی «وراثت» توانست جایزه بهترین بازیگر مرد سریال درام را از آن خود كند. سازنده بریتانیایی همین سریال، جسی آرمسترانگ جایزه بهترین درام تلویزیونی را نیز به دست آورد.

در این مراسم، ریكی جرویس که برای نقش‌آفرینی در سریال كمدی «دفتر» برنده بهترین بازیگر مرد سریال موزیكال یا كمدی شده بود به برندگان توصیه كرد: «اگر امشب جایزه‌ای بردید، اینجا را پلتفرمی برای بیان سخنان سیاسی‌تان نكنید. شما هیچ جایگاهی برای سخنرانی عمومی درباره هیچ چیزی ندارید. شما از دنیای واقعی خبری ندارید. اكثر شما كمتر از گرتا تانبرگ مدرسه رفته‌اید.»

پاتریشیا آركت هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش مكمل برای نقش‌آفرینی در سریال درام جنایی «تظاهر» دستور كاخ سفید برای ترور سردار قاسم سلیمانی و اظهارات متعاقب آن را از سوی دونالد ترامپ زیر سوال برد. هر چند او نامی از ترامپ نبرد اما از تمام امریكایی‌هایی كه این مراسم را تماشا می‌كردند خواست اواخر امسال پای صندوق‌های رای بروند.

آركت ضمن تشكر برای اهدای این جایزه به او، گفت: «از بودن در اینجا و دریافت جایزه خوشحالم اما می‌دانم بعدها در كتاب‌های تاریخ سراغ رویداد امشب یعنی پنجم ژانویه 2020 نمی‌رویم.» سپس آركت صحبتش را با ترسیم صحنه‌هایی از آینده ادامه داد: «در آن كتاب‌ها كشور ایالات متحده امریكا را در آستانه جنگ خواهیم دید. رییس‌جمهوری را می‌بینیم كه در توییترش تهدید می‌كند 52 نقطه از جمله اماكن فرهنگی را بمباران خواهد كرد؛ جوان‌ها جان‌شان را كف دست‌شان می‌گذارند و به سراسر دنیا سفر می‌كنند؛ مردم نمی‌دانند ممكن است این بمب‌ها روی سر بچه‌های‌شان بیفتد؛ و این را هم بگویم كه قاره استرالیا دارد در آتش می‌سوزد.»

زمانی كه جنیفر انیستون و ریس ویتراسپون نام راسل كرو را به عنوان برگزیده جایزه بهترین بازیگر مرد نقش اول سریال كوتاه «بلندترین صدا» خواندند، صحبت از غیبت او شد. دو ماه پیش خانه‌ كرو در نانا گلن واقع در نیو ساوت ولز استرالیا طعمه حریق شد و به همین دلیل این بازیگر استرالیایی روزهایی سخت را با خانواده‌اش می‌گذارند. اما انیستون پیام او را برای حضار خواند: «اشتباه نكنید مسبب اتفاقاتی كه در استرالیا روی می‌دهد، تغییرات اقلیمی است. باید عملكردمان براساس دانش علمی باشد، باید نیروی كار جهانی را به سمت انرژی تجدیدپذیر سوق دهیم و به زمین كه جایی منحصربفرد و شگفت‌آور است احترام بگذاریم.»

جرد هریس كه جایزه بهترین بازیگری سریال كوتاه یا فیلم تلویزیونی برای نقش‌آفرینی در سریال «چرنوبیل» دریافت كرد، گفت محوری‌ترین پرسشی كه در این سریال مطرح می‌شود این است كه هزینه دروغ‌ گفتن‌ها چقدر است؟ او ادامه داد: «این پرسش هر روز با چرخش اخبار بیشتر مطرح می‌شود.»

واكین فینیكس كه جایزه بهترین بازیگری مرد فیلم سینمایی را برای ایفای نقش آرتور فلك در تریلر روانكاوانه «جوكر» دریافت كرد به آتش‌سوزی جنگل‌های استرالیا اشاره كرد و گفت: «رای دادن عالی است اما گاهی باید خودمان مسوولیت خودمان را بپذیریم، تغییر ایجاد كنیم و در زندگی‌مان ایثار كنیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...