«مهمان مامان» داستان مادرهاست؛ مادرانی که جملگی نگران آبروی خانواده هستند. چه مادر امیر، چه مادر یوسف. همان یوسفی که به خانه‌ی مادرش رفته است تا برای مهمانی همسایه، میوه و غذا ببرد _ این قسمت در کتاب نیست_ همان مادری که مخالف ازدواج او و صدیقه بوده و حالا در گیرودار خط و نشان کشیدن، عروسش و حتی نوه‌ی درون شکمش را نفرین می‌کند! همینقدر سیاه، همینقدر حقیر و همینقدر غریب

گوشه‌هایی ببینید از بازی پارسا پیروزفر در نقش یوسف در اقتباس دوست‌داشتنی داریوش مهرجویی از رمان کوچک «مهمان مامان» اثر هوشنگ مرادی کرمانی:


مهمان مامان | هوشنگ مرادی کرمانی | داریوش مهرجویی ۱۳۸۲ ش.
بازیگران: گلاب آدینه، نسرین مقانلو، حسن پورشیرازی، امین حیایی، فریده سپاه منصور.
...
«مهمان مامان» داستان مادرهاست؛ مادرانی که جملگی نگران آبروی خانواده هستند. چه مادر امیر، چه مادر یوسف. همان یوسفی که به خانه‌ی مادرش رفته است تا برای مهمانی همسایه، میوه و غذا ببرد _ این قسمت در کتاب نیست_ همان مادری که مخالف ازدواج او و صدیقه بوده و حالا در گیرودار خط و نشان کشیدن، عروسش و حتی نوه‌ی درون شکمش را نفرین می‌کند!
همینقدر سیاه، همینقدر حقیر و همینقدر غریب.
«مهمان مامان» داستان مادرهاست؛ مادرانی که حفظ ظاهر خانواده برایشان مهمتر از هرچیزی ست، حتی از خود خانواده.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...