پخش اینترنتی فیلم مستند پرتره «این مرد نیچه نیست» بر اساس زیست عبدالعلی دست‌غیب، نویسنده و منتقد ادبی اهل شیراز آغاز شد.

به گزارش ایبنا، مخاطب در این فیلم پای سخن عبدالعلی دست‌غیب، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم، می‌نشیند و چهره‌های مشهور ادبیات ایران همچون شمس لنگرودی، فیض شریفی، صدرا ذوالریاستین، سیروس نوذری، امین فقیری، پوران فرخزاد، سیروس رومی، مصطفی راحمی و امیرعلی نجومیان از عبدالعلی دست‌غیب برای مخاطبان می‌گویند.

محمدمهدی گلبو تصویربردار و رایحه مظفریان دستیار کارگردان از جمله همکاران این فیلم مستند هستند. همچنین تدوین آن به عهده مسعود منشور و احسان شادمانی بوده و محمدرضا زارع و صفورا لطیف به عنوان مدیران تولید در این فیلم فعالیت کرده‌اند؛ مرتضی وفادار طراح پوستر و شهاب مهرپرور تصحیح رنگ اثر را به عهده داشته‌اند.

پیشتر فیلم کوتاه «دم اژدها» به کارگردانی سعید کشاورز به بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه آسیا بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم بوسان کره جنوبی راه یافت.
سعید کشاورز تاکنون فیلم‌های کوتاه «مادر»، «یک سالگی» و مستندهای «زیر حکم» و «فوق ماراتن» را کارگردانی کرده است.


این مرد نیچه نیست


فیلم‌های وی تاکنون در جشنواره‌های خارجی همچون جشنواره فیلم‌های مستقل بوینس آیرس، جشنواره فیلم‌های مستند جاکارتای اندونزی، جشنواره فیلم‌های ورزشی میلان و جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان به نمایش درآمده است.

در روزهای خانه‌نشینی فرصتی فراهم شده است تا هنرمندان و اهالی فرهنگ و ادب تولیدات خود را برای پرکردن اوقات فراغت در اختیار مردم قرار دهند، از این رو سایت ‌هاشور یکی از ساخته‌های مستند امید عبدالهی، فیلمساز شیرازی را با عنوان «سفر سهراب» به مخاطبان ارایه کرده است.

مستندی پرتره درباره سهراب شهید ثالث یکی از مهمترین آغازگران موج نوی سینمای ایران است. در این مستند تصاویر آرشیوی گفتگو با سهراب شهید ثالث نیز دیده می‌شود. این مستند که 77 دقیقه است، در مرکز گسترش سينمای مستند و تجربی در سال‌های 93 تا 95 تهیه شد.

مستند «سفر سهراب» پرتره‌ای متفاوت درباره سهراب شهیدثالث، به‌عنوان یکی از موثرترین آغازگران سینمای نوین ایران است که در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید شده و یکی از مهم‎ترین مقاطع کار و زندگی این سینماگر پیشرو را یعنی زمانی که موفق به ساخت دو فیلم مهم «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بی جان» شد به تصویر می‌کشد.

امید عبدالهی فارغ التحـصیل مقطع کارشناسی رشته سینما و از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران و انجمن مستندسازان سینمای ایران است؛ او فعالیت فیلم‌سازی خود را با گذراندن دوره یکساله فیلم‌سازی در انجمن سینمای جوانان شیراز شروع کرد.

جوایزی از جمله جایزه بزرگ بهترین فیلم‌ساز از جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه ساپورو ژاپن، مدال برنز از جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه ملل اتریش، جایزه حمایتی صندوق بِرتا جشنواره ایدفا هلند، جایزه ویژه هیات داوران از جشنواره بین المللی اسماعیلیه مصر و تقدیر ویژه هیات داوران از جشنواره بین‎المللی فیلم کوتاه کلرمون فران فرانسه در کارنامه فیلمسازی عبدالهی قرار دارد.

از امید عبدالهی پیش از این فیلم‌های کوتاه داستانی «پانسمان»، «کورسو» و «میزبان» در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شده است؛ این فیلم‌ساز ۴۰ ساله با فیلم‌های کوتاه و مستندی دیگر مثل «شیوه شاغلام»، «روزی که فارسی داشتیم»، «بادی که می‌وزد» و… هم شناخته می‌شود.

علاقه‌مندان سینمای مستند می‌توانند فیلم «این مرد نیچه نیست» و «سفر سهراب» را در سایت «هاشور» تماشا کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...