داریه کوچولو هر روز شاهد خشونت کشاورزانی است که زود دست به چاقو می‌برند و با زنان کارگر و کودکانشان بدرفتاری می‌کنند. اغفال دختران، زنا و تجاوزهای جنسی از چشم کودکان پنهان نمی‌ماند. قحطی، که به دنبال تابستان خشک و بی باران 1906 سر می‌رسد، خشم کشاروزان فقیر را به حد اعلا می‌رساند، زیرا نجیب‌زادگان راضی نمی‌شوند حتی به اندازه نانشان به آنها گندم قرض دهند

 پابرهنه‌ها  |  زاهاریا استانکو [Descult]

پابرهنه ها [Descult].رمانی از زاهاریا استانکو1(1974- 1920 )، نویسنده رومانیایی،‌ که در 1948 منتشر گردید و در 1960 به صورت رمانی سه ­گانه بسط داده شد. واقعه، پیش از قیام مردمی و بزرگ 1907،‌ در روستایی در اولتنین2 رخ می‌دهد. داریه3،‌ جوانکی کشاورز،‌ داستان زندگی والدین و پدربزرگ و مادربزرگش را از زبان عمه خود می‌شنود: مادرش در پانزده سالگی ازدواج می‌کند. پس از دو سال، ‌بیوه‌ای فقیر شده و مجبور می‌شود با دو فرزند خود نزد والدینش برگردد که با اکراه او را دوباره می‌پذیرند. تازه وقتی با مرد زن مرده‌ای که دو بچه دارد ازدواج می‌کند، سرنوشتش قابل تحمل‌تر می‌شود. هر چند خویشاوندان همسر دوم، در آغاز، ‌با خشونت و خصومت با او رفتار می‌کنند ولی ‌بالاخره وی به یمن رفتار جدی و قاطعانه‌اش برای خود جایگاه مناسبی ایجاد میکند. داریه کوچولو هر روز شاهد خشونت کشاورزانی است که زود دست به چاقو می‌برند و با زنان کارگر و کودکانشان بدرفتاری می‌کنند. اغفال دختران، زنا و تجاوزهای جنسی از چشم کودکان پنهان نمی‌ماند. قحطی، که به دنبال تابستان خشک و بی باران 1906 سر می‌رسد، خشم کشاروزان فقیر را به حد اعلا می‌رساند، زیرا نجیب‌زادگان راضی نمی‌شوند حتی به اندازه نانشان به آنها گندم قرض دهند. نجیب زاده‌ای سگ‌ها را به جان آنها می‌اندازد. خدمه آنها به یکی از متقاضیان تیراندازی می‌کند. کشاورزانی که پی کار خود می‌روند به دست ژاندارمها بازداشت و بی‌رحمانه شکنجه می‌شوند. نهایتا وقتی در سالن اجتماعات محل، یکی از ژاندارمها سه دهقان پای در بند کاملاً بی‌دفاع را ،‌که پس از شکنجه‌های وحشتناک دیگر به سختی می‌توانند روی پاهایشان بایستند، کتک می‌زند، ‌کشاورزان مرعوب زورگویی و خشونت آنها نمی‌شوند و: جمعیت خشمگین ژاندارم را می‌کشد. رمان با این ماجرا به پایان می‌رسد که کشاورزان زندانی را وسط زمستان به شهر مجاور منتقل می‌کنند. نویسنده سرنوشت داریه جوان را همچنان در رمان‌های متعدد دیگر پیگیری می‌کند.

استانکو زندگی سخت و فقیرانه کشاورزان، ‌تجربیات شخصی دوره جوانی و حوادث سیاسی را ،‌ با سرمشق گرفتن از شولوخوف4،‌ از دیدگاه واقع‌گرایی سوسیالیستی توصیف می‌کند و خشونت روستاییان را به عنوان پی‌آمد فقر و ظلم نجیب‌زادگان شرح می‌دهد. نویسنده در توصیف مرسوم جامعه غرق نمی‌شود؛‌ اعتیاد به الکل و انحطاط اخلاقی، ‌که در بین اهالی روستا همچنان در حال گسترش است،‌ با واقع‌گرایی خشنی ترسیم می‌شود. استانکو شرح جزئیات مفصل را، ‌به کمک گفتگوها‌، دلپذیر کرده و، از طریق رجوع به گذشته و بررسی مجدد مسائل،‌ کشش و جاذبه داستان را تقویت کرده است. بازگویی موفقت‌آمیز او از طرز تفکر و طرز بیان خاص کشاورزان ارزش این اثر را بالا می برد؛ اثری که، فارغ از زمان تألیف خود و ارتباطات اجتماعی مؤلف، ‌باید مورد قضاوت قرار گیرد.

فرزانه کریمی. فرهنگ آثار. سروش

1. Zaharia Stancu   2.Oltenien  3.darie   4.Solochov

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...