نظریات نوام چامسکی انقلابی در رشته زبان‌شناسی به وجود آوردند. او معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و «به طور ارثی برنامه‌ریزی شده» است و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا می‌کند.

«زبان و ذهن» [Language and Mind]  نوام چامسکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «زبان و ذهن» [Language and Mind] نوشته نوام چامسکی که نشر هرمس آن را با ترجمه کورش صفوی منتشر کرده، یکی از آثار مهم و کلاسیک زبان‌شناسی است. کتابی که به اذعان مترجمش برای شناخت سیر تاریخی دانش زبان‌شناسی مراجعه به آن ضروری است، هر چند که برخی از نظرات آن در حال حاضر، از سوی نویسنده‌اش رد شده است. همان‌گونه که چامسکی در پیشگفتار کتابش، بیان می‌دارد بررسی آراء پیشین در زبان شناسی نه کاری بیهوده بلکه برای پیشرفت این علم بسیار موثر نیز هست.

نظریات چامسکی انقلابی در رشته زبان‌شناسی به وجود آوردند. او معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و «به طور ارثی برنامه‌ریزی شده» است و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا می‌کند. کودک مجموعه محدودی از اطلاعات را از محیط زبانی خویش می‌گیرد و خود قادر است ترکیبات جدیدی بسازد. نظریه‌پردازان پیش‌تر معتقد بودند زبان مادری تنها از راه شنیدن گفتار اطرافیان و به صورت اکتسابی وارد مغز کودک می‌شود.

سه مقاله اول این کتاب با نام‌های «دستاوردهای زبان‌شناختی در مطالعه ذهن: گذشته»، «دستاوردهای زبان‌شناختی در مطالعه ذهن: حال» و «دستاوردهای زبان‌شناختی در مطالعه ذهن: آینده» در سال 1968، مقاله چهارم با نام «صورت و معنی در زبان‌های طبیعی» در سال 1969، مقاله پنجم با نام «ماهیت صوری زبان» در 1965 و مقاله ششم آن با نام «زبان‌شناسی و فلسفه» (که به اعتقاد مترجم، شاهکار این کتاب است) در سال 1968 به صورت سخنرانی و یا متن نوشتاری برای اولین بار ارائه شده‌اند. دهه شصت در ادوار کاری چامسکی، دوره‌ای است که او مهم‌ترین و مطرح‌ترین نظریه‌ زبان‌شناختی‌اش، «دستور زایشی- گشتاری» را مطرح کرد و موجب ایجاد انقلابی در زبان‌شناسی معاصر شد.

زبان‌شناسی می‌تواند نقش به‌سزایی در مطالعات ذهن انسان داشـته باشد. عقل‌گرایانی همچــون نوآم چامسکی، زبان‌شناس، فیلسوف و نظریه‌پردازسیاسی آمریکایی، منبع معرفت و یـا شناخت انسان را «عقل» می‌دانند. برای چامسکی یک توانـایی طبیعی همچون توانایی زبانی، صرفاً مانند راه رفتن است. به سخن دیگر، زبان واقعاً چیزی نیست که شما آن را یاد می‌گیرید، بلکه چیزی است که بر شما عارض می‌شود. چامسکی برایــن باور است که نقش محیط بر قوه نطق، تنها در حد محرک است. برایــن اساس، تجربه، نحوه علمکرد ذهـن را تعییـن نمی‌کنـد، بلکـه آن را تحریک می‌کند و موجب می‌شود که به شیوه عمدتاً از قبــل تعییـن شده خود کار کند و البته محیط بـه عنـوان محـرک بـاید بـه انـدازه کـافی غنـی باشـد تـا تحریـک لازم صـورت پذیـرد. به عبارت دیگر، از نظر چامسکی، کودک در هنگام تولد، به دانش زبانی ذاتــی و زیستی مجهز است که این دانش ذاتی او را قادر می‌سازد تا زبان بیاموزد. او قوه نطق را موهبتی ذاتی می‌داند کــه ویـژه انسان اسـت. هنگامی که این بخش ذهن در معرض داده‌های زبانی خاصی واقـع می‌شود، دانش زبانی، آن زبان خاص را بـه دست می‌دهـد، یعنی تجربه و مشاهدات زبانی را به نظامی از دانش زبان مبدل می‌سازد.

چامسکی علاوه بر قایل بودن به استقلال قوه نطق و دانش زبانی از دیگر قوای ذهن از قبیل هوش، تفکر و استدلال منطقی، اصول و ملاحظات اجتمـــاعی و فرهنگی ناظر بر کاربردهای زبــانی، کاربردشناسی، فرآیندهای روان‌شناختی دخیل در ادراک و گفتـار و... باور دارد که بخش تشکیل دهنــده نظـام زبـان از قبیـل نحـو، واژگان، واج و معنا نیز مستقل از هم هستند. پس اگر مـا بتوانیـم شواهدی دال بر ارتباط بخش‌های زبان بـا هریک از حوزه‌های دیگر موجود در ذهن ارائه کنیم، در واقع توانسته‌ایم رابطه فکر و زبان را نشان دهیم.

چامسکی تاکنون آثار متعددی درباره ذهن و زبان منتشر ساخته است و البته کتاب «زبان و ذهن» یکی از اولین‌ها در این میان است. او در پیش‌گفتار کتاب خود، در رابطه با زبان می‌نویسد: «زبان نقشی اساسی در تفکر و تعامل انسان برعهده دارد و موردی است که می‌توان از طریق آن به توصیف نظام دانش کسب شده پرداخت و برخی از فرضیات مربوط به ظرفیت‌های درونی انسان را که وی را قادر به کسب این دانش ‌می‌سازد، تدوین کرد.»

زبان در ارتباطی مستقیم با ذهن، آینه‌ای از آن است و از این رو برای بررسی رفتارهای انسان بسیار حائز اهمیت است. علم زبان‌شناسی که تاکنون با افراد، ایده‌ها و نظریه‌پردازی‌های متفاوتی رو به رشد و تغییر بوده است، برای کسب و فهم دانش‌ها همواره جایگاهی مهم و ویژه در میان علوم انسانی دارد. ارتباط زبان‌شناسی با روان‌شناسی امروزه یکی از حوزه‌های جالب توجه این علم است که در بررسی‌های زبان‌شناسان و به خصوص از آن میان نوام چامسکی به عنوان بررسی‌ای که تغییراتی اساسی در علم زبان‌شناسی پدید آورد، حائز اهمیتی بسیاری بوده است. به اعتقاد کورش صفوی، مترجم کتاب، چامسکی در سه مقاله ابتدایی این کتاب مایل است که ثابت کند زبان‌شناسی شاخه‌ای از علم روان‌شناسی و به‌ویژه روان‌شناسی شناخت محسوب می‌شود. صفوی در تعریضی بر این دیدگاه چامسکی بیان کرده است: «بر نگارنده این سطور مسلم نیست که این دیدگاه چامسکی بتواند امتیازی برای دانش زبان‌شناسی به حساب آید.»

صفوی همچنین درباره آخرین مقاله کتاب با نام «زبان‌شناسی و فلسفه» که آن را «شاهکار این مجموعه» نامیده است گفته است: «چامسکی در این مقاله علائق مشترک زبان‌شناسی و فلسفه و به ویژه معرفت‌شناسی را برمی‌شمارد و ثابت می‌کند که نقاط تلاقی این دو رشته کجاست.»

صفوی همچنین درباره شیوه خود در ترجمه اثر گفته است: «در ترجمه حاضر سعی بر این بوده است تا حد امکان از واژه‌سازی‌های بی‌دلیل اجتناب شود.» نثر مترجم در این اثر، که زبان علمی سختی را در تالیف به کار برده، بسیار روان و کاملاً رسا است. از این حیث می‌توان گفت روانی و علمی بودن نثر این کتاب، ویژگی شاخص آن است.

انتشارات هرمس چاپ هشتم کتاب «زبان و ذهن» نوشته نوام چامسکی را با ترجمه کورش صفوی در سال 1399 با قیمت 41000 تومان و در 269 صفحه منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...