کتاب «آرای اخلاقی علامه طباطبایی» عصر شنبه در کتابخانه شیخ صدوق (ره) با حضور فرزند مرحوم علامه طباطبایی و سیدیحیی یثربی، استاد فلسفه دانشگاه علامه رونمایی شد.

ویراستار کتاب «آرای اخلاقی علامه طباطبایی» که کار ارزیابی علمی آن را نیز به عهده داشت، گفت: اخلاق به مثابه یکی از مهم‌ترین معرفت‌های دینی میان همه ادیان بشر بوده و حتی برخی از ادیان مثل کنفسیوس برپایه تعالیم اخلاقی شکل گرفته است.

هادی وکیلی افزود: دین اسلام بر 3 پایه عقاید، اخلاق و فقه بنا شده و این کتاب به عقاید و اخلاقیات فقهی از منظر
علامه طباطبایی پرداخته است و به نوعی به فلسفه اخلاق و اخلاق شخصی علامه طباطبایی اشاره دارد.

وکیلی در ادامه با بیان اینکه ما در این ارزشیابی علمی با مشکل غیبت مولف به خاطر حضور در خارج از کشور و حجم زیاد مطالب روبه‌رو بودیم، تصریح کرد: اما به خاطر حسن ظن مولف و تلاش دوستان این اثر واکاوی و آماده انتشار شد.

ویراستار علمی کتاب «آرای اخلاقی علامه طباطبایی» خاطرنشان کرد: این کتاب ابتدا به اخلاقیات و بعد به اخلاق خود علامه طباطبایی می‌پردازد که اثری فنی با زبان بسیار روان است.

در ادامه این مراسم، نجمه‌السادات طباطبایی به برخی ویژگی‌های اخلاقی علامه اشاره کرد و گفت: هر ذره از اوقات زندگی برای ما در کنار علامه درس بود. او علاقه شدید به خانواده و دختران خود داشت، اما با تمام این علاقه هیچ‌گاه از تربیت اسلامی کوتاه نمی‌آمد.

وی تصریح کرد: علامه طباطبایی علاوه بر خانواده، احترام زیادی برای شاگردان و دوستان خود قائل بود و عجیب نبود که همیشه مورد تکریم دوستان قرار می‌گرفت.

طباطبایی خاطرنشان کرد: از مهم‌ترین ویژگی‌های علامه، توکل بسیار زیاد او به خدا بود و هیچ‌گاه نگران خسرانی که در مال دنیا می‌افتاد، نمی‌شد. به گزارش فارس، در پایان این مراسم رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به همراه نجمه‌السادات طباطبایی از این کتاب رونمایی کردند.

قرار بود در این مراسم رضا رمضانی نویسنده کتاب نیز حضور داشته باشد که به دلیل سفر خارج از کشور بدون حضور وی از کتاب رونمایی شد.

کتاب «آرای اخلاقی علامه طباطبایی» که به زندگینامه
علامه طباطبایی و رابطه اخلاق دینی و آزادی از دیدگاه آیت‌الله طباطبایی و پشتوانه فضائل اخلاقی او پرداخته توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...