ترجمه‌ی علی موسوی گرمارودی از «صحیفه‌ی سجادیه» به‌زودی منتشر می‌شود. به گزارش ایسنا، «سرود آسمانی» شامل ترجمه‌ی کامل «صحیفه‌ی سجادیه» از سوی انتشارات هرمس در مراحل پایانی چاپ قرار دارد.

موسوی گرمارودی «صحیفه‌ی سجادیه» را بعد از کلام خالق و نهج‌البلاغه، قرآن صامت نامید و گفت: این کتاب را انجیل آل محمد (ص) و زبور آل محمد (ص) نیز نامیده‌اند.

این شاعر و مترجم قرآن با اشاره به این‌که «صحیفه‌ی سجادیه» از یادگارهای شگرف امام سجاد (ع) است، تصریح کرد: بی‌گمان خواندن این کتاب برای کسانی که عربی بدانند، بهتر است؛ اما کسی هم که این امکان را ندارد، دیدن ترجمه‌ی کتاب نیز می‌تواند روحش را صیقل دهد.

موسوی گرمارودی همچنین اظهار داشت: ترجمه‌ی این منبع ارزشمند معنوی از سال 84 آغاز شد و یک سال به طول انجامید، که هم‌اکنون پس از طی مرحله‌ی حروف‌چینی، برای چاپ آماده شده است و امیدوارم امام سجاد (ع) این ترجمه را به‌عنوان یک کار کوچک از من قبول کنند.

مجموعه‌های شعر منتشرشده‌ی این شاعر عبارت‌اند از: «سرود رگبار»، «عبور»، «در سایه‌سار نخل ولایت»، «چمن لاله»، «خط خون»، «تا ناکجا»، «دستچین» و «صدای سبز». ترجمه‌ی قرآن کریم و انتشار کتاب «تذکره‌ی شاعران قرن بیستم تاجیکستان» نیز از دیگر فعالیت‌های موسوی گرمارودی هستند، که سال گذشته به‌عنوان چهره‌ی ماندگار تقدیر شد.

شاه می‌خواست بین استبداد پادشاهی سنتی و سنت دموکراتیک غربی آشتی ایجاد کند... اصلاحات ارضی موجب کاهش شدید پایگاه اقتدار سنتی زمین‌دارها و توسعه پایگاه اقتدار محدود شاه شد؛ سپاه‌های دانش، بهداشت و ترویج و آبادانی فاصله بین مناطق شهری و روستایی را پر کردند و نفوذ و کنترل رژیم بر حوزه‌های دور از دسترس را میسر نمودند ضمن آنکه به گسترش ماشین نظامی شاه مشروعیت بخشیدند... بیشتر تحلیل‌ها و داده‌ها مربوط به دهه 1340و 1350 است ...
نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...