حرکت در یک چهارچوب مشخص | الف


یکی از دیدگاه‏های بنیانگذاران مدرسه علوی، تکثیر الگوی این مدرسه و این الگوی تربیت دینی بوده است. به همین دلیل به تدریج مدارسی توسط معلمان مدرسه علوی راه اندازی شد که همان خط تربیتی را دنبال کنند. یکی از این مدارس، مدرسه احسان است که مدیریت آن بر عهده آقای مهدی تنها قرار دارد. آقای مهدی تنها که سالها در مدرسه علوی معلمی کرده و با زوایای مختلف مدیریت یک فعالیت آموزشی و تربیتی آشنا شده همین تجربه را در ایجاد و اداره مجموعه آموزشی احسان به کار گرفته است. کتاب «در مسیر تربیت» ماحصل هفت جلسه گفتگو با ایشان در سالهای 1391 و 1393 بوده است.

در مسیر تربیت مهدی تنها

نکته برجسته‌ای که در جای جای کتاب به چشم می‌خورد، ارجاع‌های پیاپی آقای تنها به مرحوم علامه کرباسچیان است و به روشنی دایره اثرگذاری آن مرحوم بر ایشان دیده می‌شود. به همین دلیل تقریبا در پاسخ به هر پرسشی نخست به این ارجاع می‌دهند که مرحوم علامه در این مورد چه دیدگاه و رویه‌ای داشته است. این نگاه آشکارا وامدار خلاقیت و سبک تربیتی است که مرحوم کرباسچیان ابداع نمود و به طور طبیعی پاسخها را در چهارچوب همان دیدگاه جستجو می‌کند. اشکال این نگاه در گذشته نگر بودن آن است. در یک نوبت مصاحبه شونده می‌گوید هرگاه مسئله‌ای رخ می‌دهد با خود می‌پرسیم که اگر مرحوم علامه هم اکنون با چنین مشکلی روبرو می‌شد چه می‌کرد؟ ( نقل به مضمون). گذشته‌نگر بودن کمک می‌کند فرد در چهارچوب یک اصول مشخص حرکت کند و در اثر تلاطمات زمان قطب نمایی داشته باشد و مسیر خود را گم نکند و دچار انحراف نشود. در عین حال این مشی با خود کاستی هایی به همراه دارد که روشن‌ترین آن جاماندن از زمانه است. بهر صورت بده و بستانی برقرار است. چیزی داده می‌شود تا چیزی به دست آید و افراد سعی می‌کنند هوشمندانه در جایی قرار گیرند که در این بده بستان در نقطه بهینه بایستند.

بهینه بودن یک نقطه در امر تربیت به سادگی مشخص نمی‌شود. نشستن تربیت دینی در جان یک فرد امری نیست که تنها در دوران مدرسه یا دوران دانشگاه خود را نشان دهد. گاه سالها بعد از فراز و فرود جوانی است که شخصیت فرد آرامش می‌گیرد و مایه‌های تربیت دینی یا غیردینی خود را آشکار می‌کنند. آقای مهدی تنها دست کم در یک جا اذعان می‌کند که بسیاری مسائل جدید پیوسته مطرح می‌شود که در گذشته پاسخی برای آن نیست و مجبور هستند برای آن پاسخ فراخوری پیدا کنند. مصاحبه شونده روی این موضوع چندان مانور نمی‌کند و مصاحبه‌کنندگان از روی غفلت تلاش نمی‌کنند این موضوع را با پرسشهای بیشتر بکاوند و از آن گذرا رد می‌شوند اما واقعیت امر آن است که معلمان و سیاستگذاران مجموعه های تربیتی و مدارس دینی در خط مقدم جدال بین سنت و مدرنیسم و تعارض دین و دنیای جدید قرار دارند. فیلسوفان و متفکران اگرچه می‌توانند ساعت‌ها در این مورد اندیشه نظری کنند اما این مسئولان مدارس مذهبی هستند که باید هر روز در این رابطه تصمیم نهایی بگیرند و انتخابهایی انجام دهند و رویه ای در پیش گیرند. به باور اینجانب فرجام تعارض سنت و مدرنیسم نه در مقالات نظری بلکه در صحنه عمل در مدارس مذهبی است که تعیین تکلیف می‌شود.

نکته‌ دیگری که در این گفتگوها بسیار برجسته است موضوع شیفتگی به مقوله معلمی است. کانون صحبت‌های آقای مهدی تنها حول این موضوع است که اگر معلم شیفته این شغل نباشد نمی تواند با الزامات این امر در مدارس مذهبی از جنس علوی، نیکان و احسان سازگار شود و دوام بیاورد. مصاحبه شونده در جای جای صحبت به این امر تاکید دارد اما روشن است که شیفتگی امری دفعی نیست که ناگهان در جان کسی کاشته شود یا ظهور کند بلکه امری است که در طول زمان رشد می‌کند و پرورده می‏‌شود. به باور اینجانب نقص بزرگ این مصاحبه تدابیری است که مدیران این موسسات به کار می‌گیرند تا چنین شیفتگی را به وجود آورند. به دیگر سخن باید نگریست که چه نیازهایی از تنفس در مجموعه‌های کوچکی چون مدرسه علوی برآورده می‌شود که فرد را به ماندن در کل طول عمر ترغیب می‌کند. آیا صرف ادای تکلیف می‏‌تواند چنین کارکردی داشته باشد؟ بسیار بعید است اینطور باشد.

یک حسن بزرگ کتاب وجود اقسام نقل خاطرات است. حسن آقای تنها در این مصاحبه آن است که ایده هایش را با بیان خاطرات تشریح می‌کند. اینگونه هم مقصود برای خواننده واضح می‌شود و هم روح و گرمایی به مطلب بخشیده می‌شود که خواننده را به ادامه خواندن ترغیب می‌کند. خوشبختانه تنوع زیادی در پرسش‌ها وجود دارد و تنظیم‌کنندگان کتاب سعی کرده اند با دسته‌بندی موضوعی هر کدام را در یک فصل مطرح کنند تا دنبال کردن موضوع برای خوانندگان آسان شود. ناگفته نماند که کیفیت ویراستاری، صفحه‌بندی، نوشتن حاشیه ها و چاپ کتاب مانند دیگر کتابهای این موسسه از کیفیت بسیار مطبوعی برخوردار است که آدمی را به خواندن بیشتر ترغیب می‌کند. در مجموع برای همه کسانی که موضوع تربیت دینی در مدارس را جدی می‌گیرند و به موضوع مدیریت مجموعه‌های آموزشی علاقه‌مند هستند خواندن کتاب در مسیر تربیت را توصیه می‌کنم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...