سید‌مهدی شجاعی در «زنی، مردی و دنیای نامردی» که توسط انتشارات نیستان منتشر شده، روایتی از سفر اسرای خاندان پیامبر و امام حسین(ع) پس از واقعه عاشورا به سمت شهر کوفه و حضور در مجلس ابن زیاد را برای مخاطبان نوجوان بیان کرده است.

سید‌مهدی شجاعی زنی مردی و دنیای نامردی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ انتشارات نیستان کتاب تازه‌ای از سید مهدی شجاعی برای مخاطب کودک و نوجوان منتشر کرده است نویسنده‌ای که به نظر می‌رسد این روزها بیشتر ترجیح می‌دهد برای مخاطب کودک و نوجوان قلم بزند.

کتاب «زنی، مردی و دنیایی نامردی» تازه‌ترین طبع‌آزمایی سیدمهدی شجاعی برای مخاطبان کودک است که در آن داستان سفر اسرای خاندان پیامبر و امام حسین(ع) پس از واقعه عاشورا به سمت شهر کوفه و حضور در مجلس ابن زیاد روایت می‌شود.

سید مهدی شجاعی که در سابقه کاری خود نوشتن برای مخاطبان کودک به ویژه بازنویسی و روایت‌های شورانگیز از زندگی ائمه اطهار(ع) و فرازها و اتفاقات خاص از زندگی ایشان را دارد، در این اثر نیز سعی کرده فرازی از ماجرای اسارت خاندان عترت را پس از واقعه عاشورا به شکلی مستند تاریخی و در عین حال جذاب و کامل روایت کند.

شجاعی برای انجام این مهم در کتاب «زنی، مردی و دنیایی نامردی» خود را از بند مختصرنویسی رهانده است و در عین حال تمام روایت خود را با زبانی ساده و به دور از بافت زبانی و روایی تاریخی که خاص این داستان‌هاست بازگو کرده است.

او در داستان خود از مرثیه‌سرایی فاصله گرفته و سعی کرده برخی از مهم‌ترین مفاهیم فکری و اعتقادی موجود در داستان اسارت خاندان پیامبر پس از واقعه عاشورا و نوع برخورد آنها با مردم کوفه و نیز خطابه آنها در کاخ کوفه و نحوه مواجه شدنشان با ابن‌زیاد و عوامل او را به ساده‌ترین و در عین حال تاثیرگذارترین شکل ممکن بازگویی کند. این اتفاق از این روایت کتابی را پدید آورده که گرچه در نگاه اول داستانی تکراری و شنیده شده دارد، اما در واقع متنی تاثیرگذار و مستحکم را برای مخاطبان هدف خود پدید آورده که آنها را به فکر و تامل در این واقعه تاریخی وادار می‌کند.

کتاب همچنین وامدار تصویرسازی‌های فرهاد جمشیدی است که در آن با بهره‌گیری از تکنیک تصویرسازی مستند تاریخی تصویرهایی باورپذیر و رئال از مواجهه خاندان پیامبر با ابن زیاد و عواملش و نیز نوع برخورد با این خاندان پس از واقعه عاشورا بازگویی شده است.

جمشیدی در تصویرهای خلق شده در این کتاب تسلط و توان خود در خلق تصویرهای مینیاتوری را در خدمت روایت فرامتنی از داستانی بسیار شنیده شده در آورده است و در نهایت تصاویری خلق کرده که از منظر رنگ‌آمیزی، خیال پردازی و سایر عناصر موجود در تصویرگری پابه پای متن پیش آمده و گاه از منظر تاثیرگذاری از آن پیشی نیز می‌گیرند و مخاطب را در جهانی فراسوی متن به سوی مفاهیم مورد نظر مخاطب رهسپار می‌کنند.

انتشارات نیستان این کتاب را 40 صفحه به قیمت 79 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...