سومین جلد کتاب «یزد، یادگار تاریخ» تالیف حسین مسرت منتشر شد. این دفتر به موضوع‌های گوناگونی همچون تاریخ، فرهنگ، ادب، کتابشناسی، شرح حال بزرگان، هنر و معماری یزد می‌پردازد.

یزد، یادگار تاریخ جلد سوم حسین مسرت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، سومین جلد کتاب «یزد، یادگار تاریخ» تالیف حسین مسرت منتشر شد. در این دفتر کوشش شده موضوع‌های گوناگونی همچون تاریخ، فرهنگ، ادب، کتابشناسی، شرح حال بزرگان، هنر و معماری یزد بررسی شود.

گفتارهای این دفتر نیز برگزیده‌هایی هستند از نوشته‌هایی در بازه زمانی 1364 تا پایان 1398 و چنانکه که در دفترهای پیشین هم توضیح داده شد، تلاش شده تا همراه با ویرایش و پیرایش، آگاهی‌های آن‌ها نیز به‌روزرسانی شود.

حسین مسرّت، نویسنده کتاب یزد، یادگار تاریخ در گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا بیان کرد: «این دفتر نیز چونان دو دفتر گذشته دربردارنده گفتارهایی در حوزه یزدشناسی و یزدپژوهی است که پیش‌تر در بازه زمانی سال‌های 1364 تا پایان 1398 در کتاب‌ها، مطبوعات و دیگر رسانه‌های کشور درج، منتشر یا چاپ شده است. گفتارهای مذکور گلچینی است از بین حدود 1000 مقاله نویسنده که سعی شده همچون دفترهای پیشین، از تنوّع موضوعی برخوردار باشد.»

وی افزود: این کتاب در 7 فصل و به ترتیب زیر سامان گرفته است: گفتارهای تاریخی؛ شرح حال نام‌آوران و بزرگان یزد؛ آداب و فرهنگ؛ نقد کتاب؛ معماری، هنر و مردم‌شناسی. این کتاب مجموعاً دارای 110 مقاله در زمینه‌های زندگی و آثار بزرگان، تاریخ، فرهنگ، کتابشناسی، ادب، دین، اندیشه، هنر و معماری استان یزد و دارای 660 صفحه متن و 24 صفحه افزوده تمام‌رنگی است.

مقدمه این کتاب از دکتر یدالله جلالی پندری، استاد ممتاز دانشگاه یزد، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و چهره سرشناس پژوهش‌های ادبی معاصر است. همچنین دفتر سوم یزد، یادگار تاریخ دارای مقدمه‌ای است ادبی به قلم نویسنده همین کتاب و با عنوان «یزد، یادگار تاریخ است». این مقدمه به زبان‌های آلمانی، اردو، اسپانیایی، انگلیسی، ایتالیایی، پرتغالی، چینی، روسی، ژاپنی، عربی، فرانسه و هندی از سوی مترجمان نامداری چون دکتر خوزه کوتیاس فرر، استاد زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در دانشگاه الیسانته اسپانیا، دکتر پیر دونینی از دانشگاه ایتالیا، دکتر فاطمه سماواتی از دانشگاه تهران، دکتر یوشیدا یوسکه از ژاپن، کسرا اشتری و غیره به زبان‌های گوناگون برگردانده شده است.

گزینش گفتارها، ساماندهی و ویراستاری کتاب با دکتر پیام شمس‌الدینی، ویراستار و عضو انجمن صنفی ویراستاران است.
در بین بخش‌های کتاب سه مجموعه تصویر شامل عکس‌هایی از آثار و بناهای تاریخی و دیدنی‌های یزد اثر هنر آقایان ابوالقاسم ابوترابی و فرشاد میرافضلی و نگاره‌هایی از استادان برتر نقاشی یزد مانند محمدعلی حِدت، دکتر علی‌اکبر شریفی و مجید ابریشمی جای گرفته است.

روی جلد کتاب و مقدمه ادبی و قطعاتی از شعرای یزد به خط خوش استاد محمود رهبران، خوشنویس توانای جهان اسلام زینت‌بخش کتاب گردیده است. ناشر این کتاب انتشارات اندیشمندان یزد است که آن را با سرمایه‌گذاری گروهی از اهالی فرهنگ یزد به نام‌های مهندس سعید افضلی پور، دکتر محمد کاظمینی و سید محمد موسوی به زیر چاپ فرستاده است.

به گفته مسرت، چون امید است این مجموعه، دفتر چهارمی نیز داشته باشد، چنین تصمیم گرفته شد تا نمایه‌های چندگانه (انسانی، جغرافیایی، نام کتاب و غیره) در پایان دفتر چهارم بیاید. به‌مثابه آنکه گفته‌اند «در شهر اگر کس است؛ یک حرف بس است»، درج یک نمونه از صدها پیام فرستاده شده پس از چاپ دفتر دوم یزد، یادگار تاریخ از دکتر اصغر سمسار، استاد برتر دانشگاه یزد و بانی مرکز بین‌المللی قنات، خستگی سال‌ها پژوهش و نگارش را از تن من زدود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...