«فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی» تالیف عبدالرضا قریشی منتشر شد.

فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۳۰۴ صفحه و با قیمت ۱۱۰هزار تومان در نشر سخن راهی بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: در فرهنگ حاضر اصطلاحات استعاری و نمادین عرفان و تصوف با پشتوانه شواهدی از متون نظم و نثر عرفانی فارسی، تالیف‌شده از قرن پنجم تا سیزدهم هجری بررسی شده و تعاریف و مفاهیم آن‌ها که از دل متون استخراج شده در اختیار مخاطب قرار گرفته است.

در نوشته پشت جلد می‌خوانیم: عارفان و صوفیان برای بیان بهترِ مقصودِ خود و رعایت اصل رازداری و پوشیده‌گویی، و نیز بهره بردنِ بیشتر از ظرفیت واژه‌ها و عبارات، نظام اصطلاح‌سازی خود را بنیان گذاشتند. اینان علاوه بر این‌که خود به وضع اصطلاحات و تعبیرات تازه پرداختند، بسیاری از اصطلاحات را از قرآن و منابع دینی اخذ کردند. برخی را از دانش‌هایی چون فلسفه و کلام گرفتند. بخشی دیگر را از فرهنگ عامه به وام گرفتند و سرانجام بسیاری از اصطلاحات شعر و ادب فارسی، کنایه‌ها، نمادها و استعاره‌های ادبی را به استخدام خود درآوردند. این اصطلاحات را می‌توان اصطلاحات استعاری و نمادین نامید. اهل عرفان و تصوف از این اصطلاحات برای بیان ویژگی‌ها و جمال محبوب ازلی که به وصف درنمی‌آمد، بهره فراوان برده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...