کتاب «منابع دین در تفکر شیعه» نوشته حامد پوررستمی توسط انتشارات سمت منتشر شد.

منابع دین در تفکر شیعه حامد پوررستمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب حاضر مناسب برای دانشجویان رشته شیعه‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد به عنوان منبع درس «منابع تفکر شیعی» به ارزش است و برای رشته‌های دیگر که به گونه‌ای با شناخت منابع دین سروکار دارند نیز قابل استفاده است.

کتاب از چهار فصل با عناوین؛ کلیات، قرآن کریم، سنت و حدیث، عقل تشکیل شده است. در مقدمه این کتاب آمده است: «بی‌تردید شاکله هر آیین و مکتبی، وام‌دار منابع و چشمه‌هایی است که آن را بارور می‌کنند. غنای مبانی و تعالی ارکان هر مکتب به نوع منابع آن برمی‌گردد. اگر مکتبی از بهترین آموزه‌ها از حیث بینشی، ارزشی و روشی برخوردار است، این مهم را باید در آبشخورهای معرفتی دانست که نقش مغذی حیاتی را برای ارکان ایفا می‌کنند. دین اسلام و به‌ویژه مذهب شیعه از این قاعده مستثنا نیست و با منابع سترگ و محکم خود، نظام معرفتی استوار، منطقی و متعالی را رقم زده است.

منابع حجیت‌بخش از منظر شیعه، رهاورد انبیا و عقل است که در درون خود شامل قرآن کریم، سنت شریفه، اجماع برخاسته از آن و عقل می‌شود که در این اثر به طور تفصیلی به آن‌ها پرداخته شده است. از سوی دیگر چند سالی است که در برخی از دانشگاه‌ها رشته شیعه‌شناسی تأسیس و راه‌اندازی شده است. بی‌شک یکی از مهم‌ترین لوازم در ارتقا و تقویت یک رشته، تدوین و تهیه متون درسی برای دروس مشترک و اختصاصی آن رشته است تا دانشجویان در عرصه منابع درسی و مطالعاتی با خلأ و ضعف کمتری مواجه باشند. در همین راستا، درس «منابع تفکر شیعی» در ۲ واحد، یکی از دروس مشترک رشته شیعه‌شناسی (برای همه گرایش‌ها) در مقطع کارشناسی ارشد تعریف شده است. اثر حاضر بدین منظور تألیف و تهیه شده است.»

در بخشی از کتاب نوشته شده: «نقشه راه زندگی انسان در گرو تفکر و اندیشه‌ای است که با آن طی طریق می‌کند، این نقشه که می‌توان آن را نظام معرفتی نام نهاد از معارف، مبانی و منابعی تشکیل شده است.

در این نظام، کیفیت شکل‌گیری معارف، بر مبانی و اصول بنیادین فکری استوار است و مبانی نیز از منابع و آبخشورهای معرفتی سرچشمه می‌گیرند؛ از این رو، ساختمان نظام معرفتی انسان، به منابع آن برمی‌گردد. اسلام نیز به مثابه نوعی نظام معرفتی عمیق و سترگ، چنین ساختار و قواعدی دارد.»

در جایی دیگر از کتاب درباره اجماع نوشته شده: «نکته پایانی در باب اجماع آنکه از میان مدارک و دلایل مانند قرآن، اجماع، عقل و سنت تنها سنت است که می‌تواند به منزله دلیل و مدرک در یک اجماع استفاده شود، به این صورت که اجماع کنندگان در اجماعشان به رواینی از معصوم استناد کنند که آن روایت نزد آنان معلوم اما برای ما مخفی باشد، یعنی آن روایت در زمان آنان بوده باشد، ولی بر اثر مرور زمان از بین رفته و به دست ما نرسیده باشد، اما در مورد دلیل قرآن، عقل و خود اجماع چنین وجوهی را نمی‌توان تصور کرد.»

در فصلی که به نویسنده به عقل می‌پردازد آمده است: «یکی دیگر از منابع دین در اندیشه اسلامی، عقل است. از پرگفتمان‌ترین مباحث در جهان اسلام و حتی غرب، موضوع عقل و عقلانیت است که حجم بسیاری از پژوهش‌ها به آن اختصاص یافته است. عقل از این حیث که ابزار پردازش مضامین قرآن و روایات استف جنبه مقدمی یافته است و می‌تواند قبل از نقل بدان پرداخته شود. به بیان قاضی عبدالجبار معتزلی، در میان دلایل و منابع دین، اولین آن‌ها عقل است، زیرا با آن بین نیک و بد تمییز داده می‌شود و نیز به واسطه آن حجیت کتاب و همچنین حجیت سنت و اجماع ثابت می‌شود؛ اما از حیث جایگاه و رویکرد منبعی، بعد از قرآن و روایات اهل بیت (ع) قرار می‌گیرد.»

در پشت جلد این کتاب می‌خوانید: «اندیشه‌های انسان مهم‌ترین مولفه در حیات معنوی اوست. انسان بر پایه بینش‌هایش ارزش‌ها و منش‌ها را سامان می‌دهد و جهت‌گیرهای زندگی خویش را ترسیم می‌کند. در اهمیت مجموعه معارف و بینش‌های بشری تردیدی نیست و دین نیز می‌آید تا ناب‌ترین و متعالی‌ترین معارف را در اختیار بشر نهد. اما باید در نظر داشت که این معارف دینی، بر ستون‌های مبانی استوار هستند که نقش شکل‌دهی معارف را دارند. نکته حائز اهمیت آنکه ستون‌های مبانی دین نیز بر ستون‌های دیگری تکیه دارند که نام آن ستون‌های مستحکم، منابع است که حتی اقوام و قیام مبانی اسلامی بدان است. به دیگر بیان، معارف، برخاسته از مبانی و مبانی خود بر اساس منابع دین و آبشخورهای شناختی اسلام شکل می‌گیرند. از این زاویه، می‌توان به جایگاه و نقش راهبردی منابع دین در منظومه معرفتی و رفتاری انسان پی برد. کتاب حاضر به تبیین و بررسی «منابع دین در تفکر شیعه» می‌پردازد، منابعی مانند عقل و نقل که از منظر شیعه، حجیت بخش بوده، به عنوان رسولان باطنی و ظاهری در دین‌دانی و دین‌داری انسان که حیات واقعی اوست، نقش آفرین هستند.»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...