کتاب «سیاست الهیه در حکمت متعالیه» نوشته مرتضی جوادی آملی به همت انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ۷۲۰ صفحه چاپ و منتشر شد.

سیاست الهیه در حکمت متعالیه مرتضی جوادی آملی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این اثر شرحی بر مشهد پنجم کتاب الشواهدالربوبیّه اثر بزرگ حکیم نامدار اسلامی صدرالمتألّهین شیرازی است.

شیوه و روش این کتاب شرح، توضیح و تبیین مطالب بر اساس مبانی حکمت متعالیه و هماهنگی آن با منابع ربوبی اعّم از کتاب و سنّت و بررسی مناسبات بین کشف عقلی حکمی و شهود قلبی عرفانی و وحیانی است.

در تمامی مشاهده پنجگانه این کتاب ضمن نمایان‌ساختن جلوه‌های وحیانی، پا فشردن بر مواضع برهانی و تأکید بر قوالب عقلی و حِکَمی مشهود است.

در همین راستا، فلسفه به دانش فقه بها بخشیده و ضمن تأیید موضوع این دانش یعنی بررسی قول و احکام الهی که از علوم اعتباریه است، به سهم و نقش عمده آن در ابواب مختلف فقهی و مشخصاً به سیاست پرداخته و از جانب دستگاه فقه به کارآمدی سیاست اسلامی فتوا می‌دهد.

ویژگی بارز این کتاب آن است که می‌تواند در پیشبرد فهم سیاست دینی و برخورداری از مواهب سنت وحیانی و زدودن اندیشه‌های الحادی و شرک آلود در فضای فلسفه سیاسی دانش سیاست نقش قابل توجهی ایفا نماید.

ویژگی دیگر این اثر اینکه تمامی ظرفیت حکمت آن روزگار را در فهم حقایق و معارف وحیانی به کار گرفته و شواهد ربانی را در اندیشه شریف و حکیمانه انسانی نشانده است.

این کتاب با احترام به تجارب بشری سعی دارد ضمن تبیین گزاره‌ها و آموزه‌های بنیادی سنت وحی به وفاق و آشتی بین این دو اندیشده، سراج عقل را به سوی صراط وحی بگیرد تا فهم و معرفت درست اتفاق افتد.

................ هر روز با کتاب ...............

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...