کتاب «فقه همراه (گزیده احکام پرکاربرد بر اساس فتاوای مراجع معاصر)» به قلم محمدجواد ابوالقاسمی به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

فقه همراه (گزیده احکام پرکاربرد بر اساس فتاوای مراجع معاصر)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فقه همراه (گزیده احکام پرکاربرد بر اساس فتاوای مراجع معاصر)» به قلم محمدجواد ابوالقاسمی در ۲۴۰ صفحه و به قیمت ۴۰ هزار تومان و در قطع رقعی با شمارگان ۵۰۰ نسخه به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.

کتاب حاضر، خلاصه‌ای از احکام فقه جعفری در زمینه‌های گوناگون و مبتنی بر آرا و فتواهای حضرت امام خمینی (ره) و آیات عظام خامنه ای، سیستانی و مکارم شیرازی است.

این اثر گزیده‌ای از مجموعه احکام عملی و پرکاربرد اسلام است که فقهای مذهب جعفری از کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم (ص) استنباط و تدوین نموده و در رساله‌ها و کتاب‌های فقهی خود به صورت گسترده بیان کرده اند.

جامعه هدف در این کتاب، همه پیروان مذهب جعفری و به خصوص شیعیان که در کشورهای غیر اسلامی زندگی می‌کنند یا اقلیت مذهبی در کشورهای اسلامی هستند که در زمینه مسائل و احکام روزمره خود به فتواها و آرای فقهای نامدار جعفری – که در سرزمین‌های اسلامی مقلدان فراوانی دارند – دسترسی ندارند.

نویسنده این اثر، در مقدمه آورده است: در تدوین این نوشتار کوتاه، مسائل اختلافی برخی از فقیهان ارجمند، حضرات آیات عظام خامنه ای، سیستانی و مکارم شیرازی (دام ظلم) با مراجعه مستقیم به رساله‌های مختلف آنان، تطبیق داده شد و آرای فقهی آنان ذیل هر مسئله‌ای به صورت پانویس آورده شد و در نهایت هم برای اطمینان بیشتر، با کمک و مساعدت دفاتر مراجع معظم، احکام و فتاوای خاص هر یک از آن بزرگواران توسط حوزه استفتائات آنان کنترل شد.

این نوشتار در ۱۷ فصل تنظیم شده که مسائل عمده فقهی در امور عبادی، فردی و اجتماعی و مسائل پرکاربرد روز را شامل می‌شود و پاسخگوی نیاز اولیه پیروان فقه جعفری در بخش احکام است.

عناوین فصول این اثر عبارتند از: کلیات، طهارت و نجاست، نماز، روزه، خمس، زکات، حج، امر به معروف و نهی از منکر، خرید و فروش، قرض و امانتداری و عاریه، صدقه و نذر و اشیا پیدا شده، خوردن و آشامیدن، احکام ازدواج و ارتباط با زنان و مردان، احکام مسجد و قرآن، احکام سلام کردن، احکام برخی از گناهان، پرسش‌های جدید و پرکاربرد فقهی.

در فصل هفدهم و پایان این اثر، پرسش‌های جدید و پرکاربرد فقهی مطرح شده که از جمله آنها می‌توان به مسائلی در خصوص تبعیض در تقلید، عقد در چت، طهارت عضو پیوندی، تلقیح مصنوعی، اسپرم مرد اجنبی، خون دهان، فضله موش، بیلیارد، حکم کاریکاتور، ماشین لباس‌شویی، آب دهان گربه، سیفون توالت، حق الناس دوران کودکی، تلفن کارتی و… اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...