کتاب «کوهنوردی با نیچه: خود شدن» [Hiking with Nietzsche: On Becoming Who You Are] نوشته جان کاگ [John Kaag] به‌تازگی با ترجمه مریم پیمان توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

کوهنوردی با نیچه [Hiking with Nietzsche: On Becoming Who You Are] نوشته جان کاگ [John Kaag]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسنده کتاب، در این‌اثر طی سفر به مناطقی کوهستانی که نیچه بخشی از عمر خود را در آن مناطق گذراند، با روایتی داستان‌گونه، به شرح و بسط اندیشه‌ها و آرای فلسفی این‌فیلسوف پرداخته است. به‌این‌ترتیب، این‌کتاب کاوشی در فلسفه نیچه و یادآور ارتباط میان زندگی او و  زندگی ما در قرن بیست‌ویکم است و جان کاگ در کتابش، از تعادل میان جنون و عقل، کنار گذاشتن خودشیفتگی و پذیرفتن نایافتنی‌ها سخن گفته است.

«کوهنوردی با نیچه» ششمین کتابی است که نشر خزه در قالب مجموعه‌ با عنوان «پیاده‌روی با فلسفه» منتشر می‌کند. از این‌مجموعه، تاکنون کتاب‌های «دور دنیای فلسفه در هشت روز» (دیو رابینسون و ریچارد آزبرن)، «فیلسوف و گرگ» (مارک رولندز)، «زندگی زیبای من» (داویده کالی، پردراگ چیچوواتسکی و یاهوی لو)، «سرهم بندی نکن!» (گری هِیدن) و «جستجوگر» (جِین هوپ) با ترجمه‌ شهاب‌الدین عباسی منتشر شده‌اند.

نشریه استار تریبیون مینیاپولیس درباره کتاب «کوهنوردی با نیچه» نوشته است: این‌کتاب می‌تواند شما را با اندیشه‌های نیچه آشنا کند، اما رمز موفقیتش در این است که یکی از دیدگاه‌های اصلی فیلسوف را مطرح می‌کند، که نیازی هم نیست تمام آثارش را خوانده باشید، تا درکش کنید: ضرورت خودْ شدن. این کتاب را بخوانید و آگاه باشید که ممکن است شما هم ترغیب شوید تا خودتان بشوید.

نیویورک تایمز هم درباره نویسنده کتاب عنوان نوشته است: جان کاگ، قصه‌گویی سرزنده‌ است که زندگی نیچه و خود را مماس هم قرار می‌دهد. کاگ در حفظ تعادل میان زندگی نیچه و افکارش موفق عمل کرده است. او خوانندگانش را به چالشِ خودْ بودن دعوت می‌کند.

نشریه وال استریت ژورنال هم درباره نویسنده کتاب مورد اشاره نوشته است:‌ جان کاگ تألمات فلسفی خود را ماهرانه با بحران‌های بزرگ و کوچک زندگی روزمره درهم‌آمیخته است. صداقت او نشاط‌آور است.

این‌کتاب با ۲۰۸ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...