کتاب «فلسفه، ساده و زیبا: درآمدی تصویری بر فلسفه» [Simply: Philosophy] نوشته داگلاس برنهام [Douglas Burnham] و دیگران با ترجمه شهاب الدین عباسی توسط انتشارات مان کتاب منتشر شد.

فلسفه، ساده و زیبا: درآمدی تصویری بر فلسفه» [Simply: Philosophy] داگلاس برنهام [Douglas Burnham]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات مان کتاب، «فلسفه، ساده و زیبا: درآمدی تصویری بر فلسفه» در ۱۶۴ صفحه و بهای ۱۳۸ هزار تومان منتشر کرد.

در معرفی این کتاب باید اشاره کرد که کتابخوانان در چند سال اخیر از کتاب‌های مصور آموزش فلسفه استقبال خوبی کرده‌اند، کتاب‌هایی همچون «سرگذشت فلسفه» براین مگی و «کتاب فلسفه». «فلسفه، ساده و زیبا» نیز کتابی است مصور درباره فلسفه، اما با دو کتاب یادشده متفاوت است. این اثر هم می‌تواند اولین قدم برای آشنایی جدی با فلسفه باشد هم کتاب مکمل آن دو اثر. «فلسفه، ساده و زیبا» رویکرد و حرف‌های تازه‌ای دارد.

در دو دهه اخیر، کتاب‌های درخوری با رویکرد تلفیق متن و عکس برای آموزش فلسفه ترجمه و منتشر شده‌اند. از جمله می‌توان به دو نمونه موفق اشاره کرد: «سرگذشت فلسفه» نوشته براین مگی (ترجمه حسن کامشاد، نشر نی) و «کتاب فلسفه» نوشته ویل باکینگام و دیگران (ترجمه شهاب‌الدین عباسی، نشر نخستین). «فلسفه، ساده و زیبا» نیز کتاب مصور آموزش فلسفه است که ترجمه آن در انتشارات مــــانِ کتاب منتشر شده است. «فلسفه، ساده و زیبا» سه ویژگی اساسی منحصربه‌فرد دارد و به این ترتیب می‌توان آن را مکمل خوبی برای کتاب‌های یادشده دانست: اول، روزآمدی مطالب و پرداختن به مسائل معاصر فلسفه مثل «زنانگی» و «حقوق حیوانات»؛ دوم، اتخاذ رویکرد موضوعی به فلسفه (در مقابل رویکرد تاریخی)؛ و سوم، پرداختن به فلسفه شرق در کنار فلسفه غرب. نیز طراحی‌های ساده اما کاربردی کتاب در خدمت فهم درست فلسفه قرار می‌گیرند.

در پشت جلد کتاب این متن آمده است: «فلسفه، ساده و زیبا کتابی است چشم‌نواز و خواندنی درباره یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای بشر. فیلسوفان می‌کوشیدند، در میان همه پیچیدگی‌های جهان، حقایقی ساده و نظمی نهان بیابند. تالس - نخستین فیلسوف غرب - غرق در زیبایی آسمان پرستاره می‌شد و ارسطو می‌گفت هر انسانی بنا بر طبیعت خود در جست‌وجوی معرفت است. سیسرون هم فلسفه را راهنمای زندگی می‌دانست. در طول تاریخ، هزاران فیلسوف و اندیشمند بر دستاوردهای فلسفی افزودند و کتاب‌های بی‌شمار به جا گذاشتند و دیری نگذشت که فلسفه خود به دنیایی پیچیده و هزارتو مبدل شد. فلسفه، ساده و زیبا می کوشد، در میان این پیچیدگی‌ها و فراز و نشیب‌های نفس‌گیر، تصویری ساده و دیدنی از سیر اندیشه‌ها و مفاهیم فلسفی به نمایش بگذارد. کتاب حاصل کار گروهی از فیلسوفان و هنرمندان نوآور است، کاری تازه از انتشارات هنری پرآوازه دورلینگ کیندرزلی.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...