کتاب «سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران» نوشته زنده‌یاد هدایت الله نیرسینا توسط انتشارات هنر موسیقی منتشر شد.

سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران هدایت الله نیرسینا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران» به‌تازگی در ۳۰۴ صفحه و بهای ۸۵ هزار تومان توسط انتشارات هنر موسیقی منتشر شده است. نیرسینا که به سال ۱۳۷۷ درگذشت، مدرس ادبیات در دانشگاه تهران و ترانه سرای ایرانی بود. او زمانی ریاست شورای شعر رادیو ایران را بر عهده داشت. وظیفه این شورا بررسی درستی اوزان و عروض و قافیه، پاکی کلام و تمیزی زبان و روشنی پیام شعرهایی بود که از رادیو خوانده می‌شد.

کتاب «سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران» در اصل مجموعه نوشتار نیرسینا در مجله رادیو ایران است که طی چهار سال در ۳۴ قسمت از خردادماه ۱۳۳۶ آغاز شده و بر اساس مستندات موجود تا فروردین‌ماه ۱۳۳۹ با توالی نسبتاً مرتبی در شماره‌های پیاپی مجله ادامه یافته است.

نیرسینا طی هفت نوشتار نخست، مروری گذرا و داستان‌وار بر ادبیات آهنگین ایران از دوران ساسانیان تا ابتدای دوران قاجار دارد اما از آن پس به دلیل قرابت تاریخی و تعدد اسناد موجود، تفصیل مطلب بیشتر شده و با شرح و بسط و بیان جزئیات بیشتر همراه است. بنابراین مجموعه حاضر که شکل کتابی تاریخی به خود گرفته است می‌تواند حاوی اطلاعات مهمی از سیر ادبیات آهنگین ایران به‌ویژه در دوران مشروطه و پس‌ از آن تا اواسط دهه ۱۳۳۰ باشد. در بازبینی نوشتار حاضر تا جای ممکن ضمن انطباق موضوعات مطرح‌شده توسط مؤلف با سایر مستندات در دسترس، مانند اطلاعات مندرج در برچسب صفحات گرامافون، کتب تاریخ موسیقی و نیز خاطرات مکتوب هنرمندان موسیقی در آن سال‌ها سعی شده است اطلاعاتی تکمیلی در دسترس مطالعه‌کنندگان قرار گیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...