کتاب «تعامل مذهب و سیاست در دولت عباسی» نوشته مصطفی خرمی به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.

تعامل مذهب و سیاست در دولت عباسی» نوشته مصطفی خرمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «تعامل مذهب و سیاست در دولت عباسی» نوشته مصطفی خرمی به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۴۹۶ صفحه منتشر شد.

بی‌تردید رابطه متقابل «مذهب و سیاست» از مسائل مهم، کلیدی و تأثیرگذار دولت دوره عباسی به شمار می‌رود که نیازمند بررسی و پژوهشی دقیق علمی است. دوره عباسیان همانگونه که عصر ظهور و شکوفایی مذاهب فقهی و زمان گسترش مکتب‌های فکری - کلامی است، عصر فراز و فرود مذاهب متناسب با اغراض سیاسی دربار نیز هست. یقیناً چرخش‌ها و اغراض سیاسی دربار عباسی در تعامل با برخی مذاهب و تقابل با جماعت دیگر، در رشد و گسترش یا محدودیت و ممنوعیت آن‌ها موثر و کارآمد بوده است.

مروری کوتاه بر ریشه‌های انقلاب خراسانی - عباسی و چگونگی شکل گیری دولت عباسی همراه با معرفی مذاهب پدید آمده پیش از آن و نیز مذاهب پدیدار گشته در عصر عباسی و چگونگی تعامل آن‌ها با دربار از مباحث مهم این اثر است که با خواندن آن می‌توان فشرده‌ای از تاریخ عصر عباسی و فرقه‌ها و مذاهب آن عصر را به راحتی به دست آورد و به مدد آن تعامل میان مذهب و سیاست را در دولت عباسی بازشناسایی کرد.

ساختار اثر

این اثر در چهار فصل تهیه و تدوین شده است؛ در فصل اول این کتاب که تحت عنوان «نگاهی به تاریخ عباسیان و مذاهب اسلامی» به رشته تحریر در آمده، پس از مروری بر تاریخ خلافت عباسی، ریشه‌های این دولت بیان شده و در ادامه، فرقه‌ها و مذاهب پیش از عصر عباسی، تبیین و سپس به پیدایی مذاهب و فرقه‌ها در عصر عباسی از جمله فرقه‌های کلامی و فرقه‌های فقهی پرداخته شده است.

نویسنده در دومین فصل از این اثر به «نقش گرایش‌های مذهبی در انقلاب و ساختار دولت عباسی» می‌پردازد و نقش گرایشهای مذهبی در نهضت خراسانی- عباسی مورد بررسی قرار داده است؛ همچنین به نقش گرایشهای مذهبی در استقرار دولت عباسی و علل تغییر در گرایش‌های عباسیان پس از پیروزی پرداخته شده است.

«تاثیرات مذاهب بر سیاست و عملکرد دولت عباسی» عنوان فصل سوم این کتاب است که دراین فصل اثرگذاری مذاهب کلامی فقهی (اصحاب حدیث، اصحاب رأی، مکتب اعتزال، مکتب کلامی اشعری) بر دولت عباسی و اثرگذاری مذاهب فقهی مشهور (اربعه - حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی-) بر دولت عباسی پرداخته شده است.

در چهارمین و آخرین فصل از کتاب «تعامل مذهب و سیاست در دولت عباسی»، به نقش دولت عباسی در ظهور و گسترش مذاهب اختصاص یافته است که درابتدای این فصل، مبحثی تحت عنوان «دولت عباسی؛ نیازها و شعارها» تبیین شده و «نقش دولت عباسی در ظهور و گسترش برخی مذاهب»، «سیاست‌های دوستانه عباسیان و مذاهب همسو» و «سیاست‌های خصمانه عباسیانبا مذاهب ناهمسو» و «پیامدهای تعامل و همگرایی (فرهنگی، سیاسی و اجتماعی) مذاهب با دولت عباسی» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

پیشینه گرایش‌های شیعی در خراسان

سابقه تشیع در خراسان نیز به همان سده نخست هجری باز می‌گردد و می‌توانگفت: همزمانباوروداسلامبهخراسان، گرایش‌های شیعی نیز وارد این سرزمین گردیده است. این گرایش‌ها بیشتر بار علوی داشته و با دوستی اهل بیت (ع) به ویژه امام علی (ع) همراه بوده است. گرچه نمی‌توان اندیشه‌ها و باورهای شیعی مسلمانان نخستین و نیز مردم خراسان را برابر «تشیع انتقادی» کنونی دانست اما تردیدی نیست که گرایش‌های شیعی آن زمان حداقل نوعی از «تشیع سیاسی» به طرفداری از حق امامت، وصایت و جانشینی امام علی (ع) و حقانیت علویان بوده است.

ریشه‌های تشیع علوی و برخی از مردم خراسان (غور) به همان سده نخست هجری و عصر خلافت امام علی (ع) بازمی‌گردد. حاکم این دیار از افتخار شرفیابی به حضور امام، پذیرشاسلام و دریافت عهد و لوا و به دیار خویش بازگشت. مردم این سرزمین به تبع از فرمانروایی‌شان «اسلام را با تشیع علوی» یا حداقل اسلام را با گرایش‌های شیعی (علوی) پذیرفتند که اینک نسل‌های متوالی پس از سده‌های متمادی هنوز بر همان باور قلبی در عشق به ولایت علوی، پایدار مانده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...