کتاب «ایران سرزمین ائمه : ‏‫شرح مسافرت و اقامت ۱۸۷۱- ۱۸۸۵م‬» [Persia: the land of the imams. A narrative of travel and residence] شامل سفرنامه جیمز باست [James Bassett] میسیونر هیئت پرسبیتری با ترجمه نوید فاضل بخششی توسط انتشارات به‌نشر منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کشور ایران به‌دلیل دارا بودن موقعیت مهم جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی در دوره قاجار، کانون توجه و رقابت سایر کشورها قرار گرفت. از این رو افراد مختلفی در قالب ماموران سیاسی، جهانگرد و مبلغ مذهبی با اهداف و انگیزه‌های گوناگون به ایران سفر کردند. گسترش حضور سیاحان خارجی در قرن نوزدهم در ایران، توسعه و فراگیرشدن صنعت چاپ و همچنین پیوستگی دوره قاجار با روزگار ما از جمله مهم‌ترین زمینه هایی است که از یک سو باعث افزایش شمار سفرنامه‌های سیاحان خارجی درباره ایران و از سوی دیگر موجب ماندگاری این آثار و رسیدن آنها به دست محققان امروزی شده است.

به‌گفته نوید فاضل بخششی مترجم این اثر، در سال ۱۸۷۰ میلادی در نتیجه موافقتی که در کشور آمریکا حاصل شد، اداره امور میسیون ایران از هیئت مرکزی میسیون آمریکایی به اداره میسیون‌های خارجی پرزبیتری انتقال و کلیسای پرزبیتری با اعزام میسیونرهای جدید به ایران، مسئولیت پیش بردن فعالیت های مسیحی را در نواحی داخلی این کشور را برعهده گرفت. بنابراین در اواخر قرن ۱۹ میلادی، در حالی‌که خدمات میسیونرها به آسوری های ساکن اطراف ارومیه ادامه داشت، توجه اداره میسیون های خارجی به نقاط دیگری مانند تهران، تبریز و همدان معطوف شد. ابتدا در همان سال یک نفر مبشر مسیحی آسوری ماموریت یافت که به تهران بیاید و برای توزیع کتاب انجیل، مرکزی در این شهر دایر کند. دو سال بعد، این اداره، «جیمز باست» نویسنده کتاب را مامور کرد که درباره ایجاد شعبه میسیون در تهران یا همدان مطالعه و نظر خود را بیان کند. او این اثر را در سال ۱۸۸۴ میلادی پس از مراجعت به کشورش نوشت.

جیمز باست در این کتاب، اوضاع اجتماعی و حال‌ و هوای حاکم بر شهرها و روستاهای ایران و نیز قحطی رخ داده در آن ایام را روایت کرده است. بر خورد او با حاکمان و مردم معمولی در مناطق مختلف خواندنی و در خور توجه است. باست علاوه بر گزارش اداری، نظامی و مالی، اطلاعات مهمی را از جغرافیای شهرها و مسیرهایی که خود از آنها عبور کرده، ارائه می‌دهد. همچنین تصویری از حرم مطهر امام رضا(ع) و توضیحاتی از این مکان مقدس می آورد که نظیرش تاکنون در هیچ یک از سفرنامه‌های سیاحان خارجی که ترجمه شده‌اند، مشاهده نشده است.

«ایران سرزمین ائمه» در ۱۶ فصل روایتگر سفرنامه یکی از سیاحان خارجی است که در زمره همین آثار قرار می گیرد. در سال ۱۸۳۲ میلادی که هیئت میسیونرها برای بررسی های لازم جهت تبلیغ مسیحیت در سوریه، آسیای صغیر، ارمنستان و ایران در کشور آمریکا تشکیل گردید، تصمیم بر این شد که مبلغانی برای ترویج مسیحیت به ایران و میان آسوری های ارومیه فرستاده شوند.

این‌کتاب با ۳۴۸ صفحه و شمارگان هزار نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...