کتاب «میهن‌پرستی برای تمام فصول؛ شهید دکتر سیدحسین فاطمی» نوشته سیدعلی حق‌شناس توسط نشر پارس میهن منتشر و راهی بازار نشر شد.

میهن‌پرستی برای تمام فصول؛ شهید دکتر سیدحسین فاطمی سیدعلی حق‌شناس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سید حسین فاطمی متولد ۱۲۹۶ و درگذشته به سال ۱۳۳۲، وزیر امور خارجه دولت محمد مصدق بود که با اجرای کودتای انگلیسی آمریکایی ۲۸ مرداد، دستگیر و تیرباران شد و به شهادت رسید. فاطمی را به‌عنوان یکی از چهره‌های مبارز جنگ با استعمار می‌شناسند. نویسنده کتاب پیش‌رو هم این‌شخصیت را پرورش‌یافته مکتب امام حسین (ع) و وفادار به آمارهای رهبر نهضت ملی ایران یعنی محمد مصدق معرفی می‌کند. او کتاب خود را به روح و روان دکتر محمد مصدق، دکتر سیدحسین فاطمی و شهدای سی‌ام تیر تقدیم کرده است.

کتاب پیش رو، مروری بر زندگی و مبارزات سیاسی سیدحسین فاطمی تا مقطع شهادت او و انعکاس این‌اتفاق در ایران و جهان دارد. فاطمی از خاندان علمای شهر نائین بود و علاوه بر سیاست، در زمینه روزنامه‌نگاری هم عنصری فعال بود. فعالیت‌ها و مقالات تند ضد استعماری و ضد سلطنت پهلویِ او باعث شد محمدرضا شاه به‌شخصه کینه شدیدی از او به دل بگیرد و پس از پیروزی کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت مردمی مصدق، اصرار و تاکید زیادی از خود برای اعدام فاطمی نشان دهد.

سیدعلی حق‌شناس در کتاب «میهن‌پرستی برای تمام فصول» با استفاده از منابع و کتاب‌های تاریخی مربوط به سده گذشته تاریخ ایران، زندگی و مبارزات فاطمی را در این‌بخش‌ها مرور کرده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

یکی از روزنامه‌های سوریه نوشت:‌ «فاطمی برای این شهید شد که علیه سیاست استعمار و ظلم و ستم داخلی مقاومت کرد. او با شهادت خود، خویشتن را مظهر مبارزه، با سیاست انگلیس شناساند.»

روزنامه دیگری نوشت: «تا خاک دکتر فاطمی در ایران است، انگلیسی‌ها راحت نخواهند بود.» سایر مطبوعات عربی و به‌خصوص مطبوعات عراق که هنگام تشرف دکتر فاطمی به آستان جدش حضرت سیدالشهداء مصاحبه‌های زیادی با او کرده بودند، به نحو بی‌سابقه‌ای از او تجلیل کردند و حتی کثیرالانتشارترین جراید عراق زیر عنوان جنایت فجیع نوشتند: «هزار و سیصد سال پیش، حضرت سیدالشهدا را شمر ملعون شهید کرد و امروز همان داستان به صورت دیگری نسبت به یکی از فرزندان آن حضرت در ایران صورت عمل به خود گرفت با این تفاوت که آن روز بیماری را نکشتند ولی امروز، در تهران، بیمار مشرف به موت را اعدام کردند و او را که از سلاله پیغمبر اکرم (ص) بود به افتخار شهادت نائل ساختند.»

همین روزنامه عکس فاطمی را در حالی که با کمال خضوع و خشوع دست بر ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا داشت و با جد بزرگوار خود راز و نیاز می‌کرد چاپ کرد و زیر آن نوشت: «سید شهید حسین فاطمی، پس از سیزده قرن، یک بار دیگر داستان جانسوز کربلا را زنده کرد. او چه سعادتی داشت و قاتلین او چه شقاوتی.»

روزنامه لوموند: «وزیر امور خارجه سابق ایران (دکتر فاطمی) را در حالت بیماری اعدام کردند و نباید فراموش کرد که دولت ایران، منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده است.»

این‌کتاب با ۲۳۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...