کتاب «خانم رئیس‌جمهور» [Dear Madam President: An Open Letter to the Women Who Will Run the World] نوشته جنیفر پالمیری [Jennifer Palmieri] با ترجمه فاطمه رضاپور توسط نشر ستاک منتشر و راهی بازار نشر شد.

خانم رئیس‌جمهور» [Dear Madam President: An Open Letter to the Women Who Will Run the World] نوشته جنیفر پالمیری [Jennifer Palmieri]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جنیفر پالمیری نویسنده این‌کتاب، مدیر ارتباطات کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون، در اثر خود از مشکلات و موانعی که برای کسب مقامات عالی دولتی و رسیدن به قدرت در آمریکا بر سر راه زنان وجود دارد؛ سخن گفته است.

طبق مطالب این‌کتاب، این‌طور به نظر می‌رسد حداقل در ایالات متحده، سقف شیشه‌ای برای زنان بی‌معنا باشد. همچنین سخن از همه‌ ویژگی‌هایی به میان می‌آید که در وجود خود زنان بوده و بدون این‌که خودشان هم بدانند سد راهشان می‌شود. اینگونه است که نمی‌توانند در جهانی که از آن زنان نیز هست سهم منصفانه‌ای از قدرت داشته باشند.

تمام این مباحث در جریان مبارزات انتخاباتی هیلاری کلینتون و در بستر رقابت او با دونالد ترامپ پیش کشیده می‌شود؛ روایت همه‌ نیروهایی که مقابل او به عنوان اولین‌کاندیدای زن ریاست جمهوری آمریکا صف کشیدند تا او اولین رئیس جمهور زن تاریخ ایالات متحده آمریکا نباشد.

چالش‌ها و راز و رمزهای زندگی خانواده‌ کلینتون دوباره با اعلام کاندیداتوری هیلاری سر باز می‌کند و تا زمان سخنرانی پذیرش شکست، مانند تازیانه‌هایی که هر لحظه بر جسمش فرود می‌آید، او را شکنجه می‌دهد. گوشه‌هایی از این‌لحظه‌های تلخ و شیرین، تجربه‌های مهم و تصمیم‌های حیاتی در این‌کتاب توسط جنیفر پالمیری به تصویر کشیده شده است.

این‌کتاب با ۱۵۲ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...