جلد اول کتاب یادداشت‌های روزانه جلال آل احمد (۱۳۰۲ ـ ۱۳۴۸) به کوشش محمدحسین دانایی توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد.

یادداشت‌های روزانه جلال آل احمد محمدحسین دانایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از اطلاعات آنلاین، این روزنوشت ها از ۱۸ مرداد ۱۳۳۴ تا ۱۸ آذر ۱۳۳۷ را شامل می شود.

جلال آل‌احمد نقش ممتازی در شکل‌گیری ادبیات متعهد ایران در سال‌های پایانی عمر خود و حتی دهه‌ها پس از درگذشتش دارد. او در زندگانی کوتاه خویش فضاهای متفاوتی را تجربه کرد: از نظریات نوگرایانه و نگاه نقادانه به مذهب تا فعالیت‌های سیاسی و همکاری با احزاب در دهه‌های بیست تا چهل شمسی و نیز ایفای نقش در تحولات فکری و فرهنگی جامعه. در بررسی سیر تحولات فکری و فرهنگی آل‌احمد به این واقعیت پی می‌بریم که ما با یک«جلال» روبه‌رو نیستیم. نه می‌توان و نه باید جلال آل‌احمد را در یک ساحت معرفی و خلاصه کرد.

تجسم این ویژگی‌ها در یادداشت‌های روزانه او نمایان‌تر است و از لابلای این دست‌نوشته‌ها می‌توان ویژگی‌های شخصیتی جلال را بهتر شناخت. آل­ احمد در جایی از این روزنوشت‌ها، یادداشت‌هایش را پناهگاهی برای حرف‌هایش می‌داند و در جایی دیگر تأکید کرده‌ که آثار باقیمانده از او از جمله یادداشت‌ها و سفرنامه‌ها با نظر بازماندگانش چاپ شود.

یادداشت‌های روزانه در عین حال روایتگر فضای روشنفکری دهه چهل و مناسبات کنشگران فرهنگ و هنردر آن دوران است که می‌توان به عنوان یک سند تاریخی به آن نگریست.

پس از ارزیابی اصالت اثر و صحت انتساب دست‌نوشته‌ها به جلال که کپی نسخه‌ای از جلد اول آن دراختیار انتشارات اطلاعات قرار گرفت، نسبت به انتشار این مجموعه مبادرت به عمل آمد. ذکر این نکته ضروری است که بخش‌هایی از جلد اول کتاب، پیش از این به مناسبت صدمین سال تولد جلال آل‌احمد، به صورت پاورقی در روزنامه اطلاعات از شهریور ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۳ منتشر شد و مورد استقبال اهالی فرهنگ وادب و خوانندگان گرامی قرار گرفت.

جلد اول یادداشت های روزانه جلال آل احمد در ۵۱۲ صفحه و قیمت ۴۰۰ هزار تومان از سوی انتشارات اطلاعات چاپ و روزانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...