پنجمین سوگواره ملی روضه‌های داستانی با موضوع «مواجهه انسان معاصر با عاشورا» دوشنبه شب با معرفی افراد برگزیده به کار خود پایان داد.

پنجمین سوگواره ملی روضه‌های داستانی

اسامی برگزیدگان پنجمین سوگواره ملی روضه‌های داستانی:

بخش داستان کوتاه:
«مهمان‌های عجیب» اثر سیدمیثم موسویان از همدان
«نخل بند» اثر فائزه چشمه‌سنگی از مشهد مقدس

بخش روایت:
«دست‌ها» اثر سبا نمکی از قم
«مختک» اثر فروغ زال از تهران

شایسته تقدیر در بخش داستان کوتاه:
«شش» اثر عباس مطیع از اصفهان

تقدیر ویژه هیئت داوران:
«رمان ده‌تن» اثر حمید بابایی

در پایان این مراسم از کتاب مجموعه آثار سوگواره ملی روضه‌های داستانی رونمایی به عمل آمد.

یادآور می‌شود سوگواره روضه‌های داستانی، از سال ۱۳۹۹ به صورت استانی به همت واحد آفرینش‌های ادبی حوزه هنری قم، فراخوان خود را اعلام کرد. در فروردین ۱۴۰۳ پنجمین فراخوان این سوگواره در سطح ملی و در دو بخش داستان کوتاه و روایت اعلام گردید. موضوع این دوره از سوگواره نیز «مواجهه انسان معاصر با عاشورا» تعریف شد.

دبیرخانه این سوگواره شاهد ارسال ۵۰ اثر در سال ۱۳۹۹، ۶۰ اثر در سال ۱۴۰۰، ۷۵ اثر در سال ۱۴۰۱، ۱۳۰ اثر در سال ۱۴۰۲ و ۴۰۰ اثر در سال ۱۴۰۳ بوده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...